[ - لائيكها ] آن را ايراد كردهاند . آنان به نام دين سخن گفتهاند و همگى با خدا پيمان بستهاند كه براى از ميان برداشتن موانع ساختگى ميان اسلام و مسيحيّت تلاش جدّى به عمل آورند .
اين نويسنده در ردّ اين سخنرانان همپيمان ، در صفحهء 64 مىگويد :
هدف اصلى از اين سخنرانى و پيمان ، اشتياق مسيحيان به حفظ نظام موجود در لبنان است ؛ زيرا از اين نظام ، مسيحيان بيش از مسلمانانى سود مىبرند كه بيشترشان به گروه تهيدست و زحمتكش تعلّق دارند و يك گروه از مسلمانان هم با مسيحيان سازش مىكنند و به نام دين ، نظام حاكم در لبنان را با تمامى محتواى اجتماعى ، اقتصادى و سياسىاش ترويج مىنمايند و اين كار را تنها به اين دليل انجام مىدهد كه نظام موجود ، منافع اين گروه و مسيحيان را حفظ مىكند و براى اينكه نگاهها از مصيبتها و جنايات نظام منحرف شود ، اين گروه مسلمان ، با مسيحيان ، شعار تفاهم ، برادرى ، دوستى و مصلحت عالى لبنان را مطرح مىكنند .
امّا دليل قطعى بر اينكه سخنرانان و همپيمانان همايش لبنانى در سال 1965 ، هدف يادشده را در نظر داشتهاند را ، نويسنده در صفحه 60 بيان مىكند :
اسلام نه انجيل را قبول دارد ، نه سهگانهپرستى را ، نه گناه و فديه دادن را نه به دار آويخته شدن حضرت مسيح و دفن و بيرون شدن او از قبر را و نه امثال اين چيزهايى را كه مسيحيان آنها را باور دارند . همانطور كه مسيحيان نيز قرآن و نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله را قبول ندارند . بنابراين ، سخنرانان همپيمان با چه چيزى مىخواهند اين موانع را بردارند ؟ از اينروى بهتر و مناسبتر آنست كه تفاهم و گفتمان ميان لبنانىها براساس ميهندوستى و منافع مشترك صورت گيرد . امّا دين را بايد به خود فرد واگذار كرد ، تا وى برحسب خوى و باور خويش آن را برگزيند .
از اين سخنان نويسنده و ديگر سخنان او كه در كتاب : نقد الفكر الدينى فراوان به چشم مىخورند ، چنين برمىآيد كه راز نقد او - چنانكه اشاره كرديم - در كار نادرست
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 418
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤١٨