و راه بازگشت را براى خودشان باز مىگذارند ؛ زيرا مسئوليت را به عهده ملكه انداختند ، تا اگر تصميم او پيامد بد داشت ، آنان بتوانند خود را تبرئه كنند .
آيا فساد سرشت پادشاهان است ؟
قالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ .
واژه « قريه » هم بر شهر اطلاق مىشود و هم بر روستا . برخى از مفسران جديد ، اين آيه را چنين شرح كردهاند : « آن خانم مىدانست كه سرشت پادشاهان چنين است كه هرگاه به شهرى درآيند ، تبهكارى را در آن شايع مىسازند و بزرگان آن را از بين مىبرند و به ذلّت مىكشانند و اين ، شيوهاى است كه آنان ، در پيش مىگيرند » .
حق آن است كه فساد در زمين متناسب با قدرت جنايتكاران گسترش مىيابد و به هرمقدار كه توان آنان افزايش يابد فسادشان نيز افزايش مىيابد ، خواه اين جنايتكاران پادشاه باشند و خواه نباشند و آيه به اين دليل ، تنها از پادشاهان نام برده است كه آنان در گسترش دادن فساد از ديگران نيرومندترند ؛ چرا كه شخصيت جنايتكار در وراى ناتوانى او پنهان و همراه با قدرتش آشكار مىشود . بنابراين ، اگر ما شخصيت يك انسان ضعيف را از راه عملكردش تعريف كنيم ، دچار خطا شدهايم ؛ زيرا در زمان ما برخى از افراد ، پيش از رسيدن به قدرت و رياست ، به داشتن تقوا و شايستگى شهرت داشتهاند ، امّا وقتى كه به قدرت دست يافته و بهرههايى از آن گرفتهاند ، آنچنان كارهاى زشتى انجام دادهاند كه گذشت روزگار هم نمىتواند آنها را از بين ببرد . از خداوند مسئلت داريم كه هم ما و هم آنها را هدايت كند .
با اين سخن ، روشن مىشود كه ويژگى تبهكارى تنها به پادشاهان اختصاص ندارد و جزء سرشت آنان نمىباشد ؛ چرا كه در غير اين صورت ، محال بود كه در ميان آنان عدالت و نيكى يافت شود . تبهكارى از ويژگىهاى انسان نيرومند جنايتكار است و تفاوت نمىكند كه نيرومنديش از ثروت آمده باشد ، يا از بدن ، يا از خرد و يا از