فرستادگان به اين مطلب اشاره كرده و فرموده است : « مثل من و مثل پيامبران پيش از من چونان مردى است كه ساختمانى را بنيان نهد و ساختن آن را به نيكى و زيبايى به پايان برد ، جز اينكه جاى خشتى را خالى بگذارد و مردم پيرامون اين ساختمان بگردند و از آن به شگفت آيند و بگويند : چرا اين خشت را نگذاشته است ؟ من همان خشتم و من خاتم پيامبرانم » .
پاسخ اين پرسش را با آنچه در كتاب : امامة على و العقل گفتهام ، به پايان مىبرم :
هرگاه كسى بگويد : چرا محمّد صلّى اللّه عليه و آله آخرين پيامبر است ؟ پاسخ مىدهيم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و دين او تمامى ويژگىهاى كمال را دارند و هردو به آخرين درجهء آن رسيدهاند ، چنانكه خورشيد در حدّ اعلاى روشنايى قرار دارد ، چون ، بهجز خورشيد هيچ ستاره و برقى وجود ندارد كه نورش تمامى جهان را پر كند . همچنين ، هيچ پيامبرى نمىتواند پس از محمّد صلّى اللّه عليه و آله چيز تازهاى را براى نيكى و صلاح بشريّت بياورد .
مطلبى را كه در جلد سوم زير عنوان : « دين و دعوت به زندگى » و نيز در جلد پنجم در تفسير آيهء 9 از سورهء اسراء و آيهء 30 از سوره روم نوشتيم ، با اين موضوع ارتباط دارد .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٣٧٢