خداوند به كسانى كه اهليّت و شايستگى داشته باشند اجازه داده است كه از اصول قرآن ، فروع زيادى استخراج كنند و از اين اصول ، احكامى را به دست آوردند كه به نحوى خير و صلاح مردم را دربر داشته باشد . اين سخن بدين معناست كه حكم مجتهد عادل ، همان حكم قرآن و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است و به همين سبب ، در برخى از روايات آمده است كه كسى كه حكم مجتهد را رد كند ، حكم خدا را رد كرده است و معناى اين سخن چنين است : مادام كه قرآن - كه باطل در آن راه ندارد - وجود دارد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم وجود دارد و چه زيبا گفته است ابن عربى : « كسى كه قرآن را حفظ كند ، نبوّت را در سينهاش جاى داده است » . البتّه مشروط بر اينكه دربارهاش بينديشد و بدان ايمان خالصانه داشته باشد .
وانگهى ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله انسانى است كه به او وحى مىشود ؛ مانند نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى و ديگر پيامبران ، ليكن خداوند خصوصيّتى را به محمّد صلّى اللّه عليه و آله بخشيده كه به هيچ كدام از پيامبران اختصاص نداده است ؛ با اينكه مىدانيم خداوند تمامى فضيلتها را به هرپيامبرى داده است ؛ چرا كه نبوّت ، مادر همهء فضيلتهاست . ليكن فضيلت مراتبى دارد : فاضل است و فاضلتر ، كامل است و كاملتر همانند دانا و داناتر ، بزرگوار و بزرگوارتر : « ما برخى از پيامبران را بر برخى ديگر فضيلت داديم » . « 1 » خداوند بالاترين رتبه و كاملترين صفات كمال را به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله عنايت كرده است ، به قسمى كه جز خدا و صفات او كسى بالاتر از وى نيست . از جملهء اين فضيلتها ، كامل كردن وحى است كه بر او نازل شد و خداوند وحى را از همه جهت كامل كرد و دليل آن ، همين قرآن است كه در آن هرچيزى كه در وظيفهء پيامبران دخالت دارد بيان شده است . بنابراين ، كتابهاى پيامبران كجاست ؟ منكران قرآن يكى از آن كتابها را بياورند كه در آن هرچيزى بيان شده باشد و يا اين جرئت را به خود بدهند و بگويند : چيزى نيست كه در اين كتاب بيان نشده باشد . خاتم پيامبران و سرور
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 55 .