تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
وحى را بدان سبب مخفى كرد كه بر مردم گران تمام مىشد ؛ چون اين عمل از آداب و رسوم آنان سخت به دور بود و خداوند به اين مخفى كردن وحى ، چنين اشاره كرده است : « درحالىكه در دل خويش آنچه را خدا آشكار ساخت مخفى داشته بودى و از مردم مىترسيدى ، حال آن‌كه خدا از هركس ديگر سزاوارتر بود كه از او بترسى » . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دختر عمّه‌اش را براى غلامش زيد خواستگارى كرد ، امّا برادرش عبد اللّه با ازدواج خواهرش با مردى كه هم‌كفو او نيست مخالفت كرد و خواهرش نيز در اين امر با او همنظر بود . بنابراين ، آيه نازل شد : « هيچ مرد مؤمن و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و پيامبرش در كارى حكمى كردند آنها را در آن كارشان اختيارى باشد » . از اين‌روى ، زينب و برادرش در برابر حكم خدا و پيامبرش تسليم شدند و ازدواج صورت گرفت . پس از گذشت مدّتى علاقهء ميان زوجين به سردى گراييد و زيد نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله رفت تا زينب را طلاق دهد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را از اين كار نهى و به شكيبايى امر كرد . ليكن فرمان خدا بايد انجام مىشد و سرانجام ، طلاق صورت گرفت و پس از پايان يافتن عدّه ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با زينب ازدواج كرد و بدين‌ترتيب ، نظام فرزندخواندگى درهم ريخت و آثارش از بين رفت . غير از پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله چه كسى مىتواند با آداب و رسوم جامعه‌اى كه در آن پرورش يافته و آنها را از پدرانش به ارث برده است مبارزه كند ؟ ! بنابراين ، مسئله ازدواج پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با زينب ، يك مسئله شهوانى و لذّت‌جويانه نيست ، بلكه به تصريح آياتى روشن كه دروغ‌پردازان مىخواهند آنها را برطبق هواهاى نفسانى خود ، تأويل و تحريف كنند ، مسئله فرمان و قضا و قدر خداست . نصّ آيه آشكارا مىگويد : « فرمان خدا شدنى است » . « فرمان خدا فرمانى است بىهيچ زياده و نقصان » . « درحالىكه در دل خود آنچه را خدا آشكار ساخت مخفى داشته بودى » . مقصود از عباراتى چون : فرمان خدا شدنى است ، فرمان خدا بىهيچ زياده و نقصان است و آنچه را كه خداوند آشكار ساخت ، يك چيز است ؛ يعنى ازدواج پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با