تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
زينب كه خداوند آن را اعلام و آشكار كرد و فرمود : « او را به همسرى تو درآورديم » اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله - آن‌گونه كه دروغ‌پردازان مىگويند - شهوتش را در دلش پنهان مىكرد ، خداوند آن را آشكار مىساخت ؛ زيرا او مىگويد : « آنچه را خدا آشكار ساخت » . درحالىكه در آيات ، چيزى كه به شهوتى كه دروغگويان آن را خودسرانه به پيامبر نسبت دادند ، اشارهء نزديك و يا دور داشته باشد ، وجود ندارد . به علاوه ، زينب در اختيار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و از انگشتان او بيشتر فرمانبرش بود و اگر مسئلهء شهوت و دلباختگى بود ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را به ازدواج غلامش ، زيد درنمىآورد ، تا نيازش را از او برگيرد و آن‌گاه پس از او با وى ازدواج كند . شأن سرور دو جهان از شهوترانىها و هوس‌ها بدور و از آن بالاتر است . وانگهى اين آيات همگى دربارهء يك موضوع است ؛ چرا كه ، آنها هماهنگ و بهم پيوسته‌اند و در هيچ حالتى ، تجزيه و جدا كردن برخى از آنها از برخى ديگر امكان پذير نمىباشد . يا بايد همه را گرفت و يا بايد همه را رها كرد و اگر كسى جمله :
« وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ »
را به عنوان يك جملهء مستقل در نظر بگيرد و جمله :
« وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً »
و نيز جمله :
« مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ »
را ناديده بگيرد ، از كسانى خواهد بود كه بر اثر لجاجت و دشمنى با طرفداران حق ، باطل آنها را از جادهء حق منحرف كرده است . با اين پيش‌درآمد ، معناى آيات روشن شد و مقصود به دست آمد . از اين روى ، به‌طور گذرا آيات را مرور مىكنيم و به تطبيق آنها بر مراحل ازدواج نخست تا ازدواج دوم مىپردازيم .

تفسير

وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ .
اين آيه زمانى نازل شد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله زينب دختر جحش را براى غلامش
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 366 | محمد جواد مغنية