تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
زيد بن حارثه خواستگارى كرد و زينب و برادرش عبد اللّه از اين خويشاوندى با زيد خوددارى نمودند ، به اين دليل كه وى هم‌كفو او نمىباشد . معناى آيه چنين است : اين ازدواج به فرمان خدا و پيامبر اوست و با وجود فرمان خدا و پيامبر ، هيچ‌كدام از مؤمنان اراده‌اى ندارد و هركس از اين فرمان سر باززند از زمرهء گمراهان و هلاك شوندگان است . پس از نازل شدن اين آيه ، زينب و برادرش در برابر حكم خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تسليم شدند و ازدواج صورت گرفت .
وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ .
مقصود زيد بن حارثه است كه خداوند به او نعمت اسلام و همنشينى با پيامبر را داد و پيامبر هم نعمت آزادى را به وى عنايت كرد .
أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ .
پس از گذشت مدتى از ازدواج ، رابطهء همسرى ميان زينب و زيد به سستى گراييد و او به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : مىخواهم زينب را طلاق بدهم . از اين روى ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به وى سفارش كرد كه از اين كار خوددارى كند و در تمامى حالات تقواى خدا را در پيش گيرد . ليكن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يقين داشت كه زيد به زودى زينب را طلاق خواهد داد و خودش پس از وى با آن زن ازدواج خواهد كرد . امّا او به خاطر سرزنش برخى از مردم اين موضوع را آشكار نمىكرد و آن را با اين سخنش خطاب به زيد پنهان كرد : « همسرت را نگه دار » و به همين سبب ، خدا او را مورد سرزنش قرار مىدهد و مىفرمايد :
وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ .
مراد از
« مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ »
ازدواج پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با زينب پس از طلاق گرفتن وى از زيد است . خدا اين ازدواج را فورا و در خود آيه برملا مىكند و مىفرمايد :
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها .
اين ازدواج همان چيزى است كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله آن را مخفى داشت و خداوند آن را آشكار كرد . آيا اين ، همان شهوتى است كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله آن را در دلش پنهان مىكرد ؟ اگر چنين است ، پس چرا خداوند پس از آن‌كه مىگويد :
« مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ »
سكوت اختيار مىكند ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آگاهى خودش را از اين موضوع كه زيد به زودى
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 367 | محمد جواد مغنية