تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
همسرى تواش درآورديم تا مؤمنان را در زناشويى با زنان فرزندخواندگان خود ، اگر حاجت خويش از او بگزارند ، منعى نباشد . و حكم خداوند شدنى است . ( 37 ) بر پيامبر در انجام دادن آنچه خدا بر او حلال كرده است حرجى نيست ، همچنان‌كه خدا براى پيامبران پيشين نيز چنين سنّتى نهاده بود و فرمان خدا فرمانى است بىهيچ كم و زيادى . ( 38 ) كسانى كه پيام‌هاى خدا را مىرسانند و از او مىترسند و از هيچ‌كس جز او نمىترسند ، خدا براى حساب كردن اعمالشان كافى است . ( 39 ) محمّد پدر هيچ‌يك از مردان شما نيست . او رسول خدا و خاتم پيامبران است . و خدا به هرچيزى داناست . ( 40 )

واژگان

الخيرة : ابو حيّان اندلسى مىگويد : الخيره ! مصدر غيرقياسى از تخيّر است نظير « الطيرة » كه از « تطيّر » گرفته شده است . الوطر : نياز . الحرج : در اين‌جا مراد سختى است . قدرا مقدورا : قضايى كه تعيين شده است .

اعراب

خداوند فرمود : « لهم الخيرة من امرهم » و نفرمود : « لهما » ؛ زيرا هركدام از مؤمن و مؤمنه نكره‌اى است كه در سياق نفى واقع شده و افادة عموم مىكند . مصدر برگرفته از « ان تخشاه » مجرور به باى محذوف است : « أحق بالخشية » . « سنّة » منصوب به عنوان مفعول مطلق و در تقدير ، « سنّ اللّه سنّة » مىباشد . « الّذين يبلّغون » صفت براى « الّذين خلوا » و مراد از آنان پيامبران سابق مىباشد . جمله « و كان أمر اللّه » معترضه است . « حسيبا » تميز . « رسول اللّه » خبر « كان » محذوف : « و لكن كان محمّد رسول اللّه » .