آيا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به زينب دختر جحش تمايل داشت ؟
دربارهء اين آيات ، هم از سوى ياران اسلام و هم از سوى دشمنان آن ، فراوان سخن گفته شده است . دشمنان اسلام بر پاكدامنى و پاكى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خرده گرفته و گفتهاند :
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به زينب دختر جحش اسدى ، كه دختر عمّهاش اميمه بود ، تمايل پيدا كرد و هواخواه او شد ، درحالىكه همسر بردهاش ، زيد بن حارثه بود . امّا بر اثر بيم از مردم اين موضوع را پنهان كرد ، نه به خاطر بيم از خدا . اينان براى اثبات مدّعاى خود به اين سخن خداوند چنگ درزدهاند : « درحالىكه در دل خود آنچه را خدا آشكار ساخت مخفى داشته بودى و از مردم مىترسيدى ، حال آنكه خدا از هركس ديگر سزاوارتر بود كه از او بترسى » . ياران اسلام با حق و منطق سالم اين سخن دشمنان را رد كردهاند ، هرچند برخى از آنان در تأويل آيات ، شيوهاى در پيش گرفتهاند كه در دفاع از دين و عقيدهء خود ، مورد تهمت قرار مىگيرند ، ليكن با اين وجود ، ما در تفسير اين آيات موضع بيطرفانه در پيش خواهيم گرفت و تنها به ظاهر لفظ ملتزم مىمانيم و پا را از دايرهء دلالت آيات فراتر نمىگذاريم و قضاوت را به عهدهء خوانندهء باانصاف واگذار مىكنيم . پيش از پرداختن به تفسير ، پيشدرآمد زير را بيان مىكنيم :
زيد بن حارثه ، بردهء مملوك پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بود . يك روز پدر وى نزد پيامبر آمد و از او تقاضا كرد كه فرزندش را آزاد كند و يا اينكه وى را به هرقيمتى كه مىخواهد به او بفروشد . از اين روى ، پيامبر رحمت ، او را براى خدا آزاد كرد و مخيّر گذارد كه با او بماند و يا همراه پدرش برود . زيد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را بر پدر خود ترجيح داد و در اين هنگام ، پدرش حارثه اعلام كرد : اى گروه قريش ! گواهى دهيد كه او فرزند من نيست و پيامبر هم فرمود : گواهى دهيد كه او فرزند من است . بنابراين ، مردم گمان كردند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله زيد را فرزندش خوانده است و پس از اين ماجرا ، وى را زيد بن محمّد مىگفتند .
عربهاى پيش از اسلام ، احكام فرزند حقيقى را بر فرزندخوانده نيز بار