تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
ميان مردم قضاوت مىكردند . عقاد مىگويد : « سعد آنان را مطابق با نصّ توراتى كه بدان ايمان داشتند ، محكوم كرد ، چنان‌كه در سفر تثنيه آمده است : هنگامى كه به شهرى نزديك مىشوى تا با آن بجنگى ، [ در ابتدا ] آن را به صلح فراخوان . اگر تو را اجابت كرد و دروازه‌اش را به روى تو گشود ، تمامى مردمى كه در آن هستند ، زير فرمان تو و برده‌ات مىباشند و اگر تسليم تو نشد و با تو جنگيد ، آن را محاصره كن و اگر پروردگارت اين شهر را با دست تو فتح كرد ، تمام مردان آن را با تيغ شمشير گردن بزن ، امّا زنان ، كودكان ، چهارپايان و هرچيزى را كه در شهر است براى خودت به غنيمت گير و از غنيمت دشمنانت كه خداوند به تو عطا كرده است بخور » . اصحاح 10 - 15 ، سفر تثنيه . « 1 » اين عبارت در تورات ، اصحاح 20 از تثنيه موجود است ، نه اصحاح 10 - 15 چنان كه در كتاب العبقريات الاسلاميه آمده است . اين عبارت بيش از آن‌چه را كه سعد بن معاذ عليه بنى قريظه قضاوت كرد ، نشان مىدهد ؛ چرا كه اين عبارت مىگويد : اگر شهر صلح را پذيرفت ، تمامى ساكنان آن ، برده و زير فرمان تو مىشوند و اگر خوددارى كرد ، بايد تمامى مردان اعم از جنگنده و غيرجنگنده از دم شمشير بگذرند و اموال غارت گردند و زنان و كودكان به اسارت درآيند . عبارت ديگرى نيز در تورات وجود دارد كه عقاد آن را نقل نكرده است . اين عبارت به مراتب بيش از عبارت قبلى نشانگر ستم است ؛ زيرا به كشتار تمامى ساكنان شهر فرمان مىدهد و زنان و كودكان را استثنا نمىكند و آن‌گاه دستور مىدهد كه بايد شهر با تمام آنچه در آن است به آتش كشيده شود به قسمى كه نوسازى آن تا ابد امكان پذير نباشد . در اصحاح 13 از تثنيه چنين آمده است : « ساكنان آن شهر را از دم تيغ شمشير مىگذرانى و تمامى آنچه در اين شهر وجود دارند و چهارپايانش را با تيغ شمشير حرام مىكنى و همهء كالاهاى آن را در وسط ميدان آن گرد مىآورى و شهر را به
هامش
( 1 ) . العبقريات الاسلاميه ، ص 219 .