سپاسگزارى از خداوند ، حقّ آن را به جاى آورد ؛ زيرا آگاه شدن از اينكه نعمت از سوى خداست ، خود نوعى سپاسگزارى محسوب مىشود ، ليكن بالاترين نوع سپاس عبارت است از : كار نيك به خاطر نيكى .
همانگونه كه آيه نشان مىدهد كه سليمان ، دولت و ارتش داشته و خداوند ، دانش فهميدن زبان مورچگان را به او داده بود ، همچنين نشان مىدهد كه آن مورچه هم دولت و رعيّتى براى خود داشته و خداوند شناخت برخى از آدميان و نامهاى آنان را به وى الهام كرده بود . و گرنه ، مورچه از كجا مىدانست كه اين شخصيت بزرگ كه با كاروان و سپاهيانش به سوى او مىآيد سليمان بن داوود است ؟ آيه نشان مىدهد كه اين مورچه در جهان خودش از همان عظمت برخوردار بود كه سليمان در جهان خود و نيز او در ميان رعيّت خود با مدارا و عدالت رفتار مىكرد و براى تأمين منافع آنها رنج مىكشيد و حقّ حكومت را آنطور كه بايدوشايد مىپرداخت ، چنانكه سليمان و ديگر حاكمان حقّ و عدالت انجام مىداده و مىدهند .
هركس دربارهء حادثهء مورچه و سليمان بينديشد ، به پندها و اندرزهاى زير پى مىبرد :
1 . تمامى موجودات را نظم و اندازهاى است ، از كوچكترين آنها گرفته تا بزرگترين آنها نظير كهكشانها . و اين نظم دقيق و انديشهء شگفتانگيز را نمىتوان توجيه كرد ، مگر از طريق وجود يك آفريدگار دانا و توانا : « هرچيز را بيافريده است و به اندازه آفريده است » . « 1 »
2 . همسويى وجدانى و احساس مسئوليت نسبت به ديگران ، تنها به انسان اختصاص ندارد ، بلكه تمامى حيوانات ، حشرات ، پرندگان و . . . را دربر مىگيرد .
به عنوان نمونه ، اين موجود كوچك ( مورچه ) كه به چشم هم نمىآيد وقتى نسبت به گروه و همنوعانش احساس خطر مىكند به آنها هشدار مىدهد و مىگويد :
« ادْخُلُوا
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 2 .