تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١

پندها و اندرزها در داستان مورچه سليمان

حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ .
مفسران در مورد اين‌كه وادى مورچگان در كجا قرار دارد ، اختلاف نظر دارند . يكى مىگويد : در طائف است . ديگرى مىگويد : در شام قرار دارد . در هرصورت ، آيه نشان مىدهد كه مورچگان از شعور ، نظم و زبان برخوردارند و اين ، چيزى است كه دانش [ امروز ] هم آن را ثابت كرده است . امّا شناخت سليمان از زبان مورچگان ، امرى است كه تنها از طريق معجزهء خارق العاده مىتوان آن را توجيه كرد . پرسش : سليمان چگونه سخن آن مورچه را شنيد ، درحالىكه ميان او و مورچه ، فاصلهء زيادى بود كه [ فقط ] خدا آن را مىداند . با اين‌كه اگر ما مورچه را حتّى در درون گوش خود نيز قرار دهيم ، صدايى از آن نمىشنويم ؟ در برخى از روايات آمده است : باد سخنان مورچه را به گوش سليمان رسانيد . اين روايت را آيهء 36 از سورهء ص تأييد مىكند : « پس باد را رام او كرديم كه به نرمى هرجا كه آهنگ مىكرد ، به فرمان او مىرفت » .
فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ .
هنگامى كه سليمان از پروردگارش تقاضا كرد تا به وى آن‌چنان پادشاهى عطا كند كه به هيچ‌كس پس از او عطا نكند ، هدفش از اين پادشاهى رام كردن باد ، جنّيان ، پرندگان و ديگر موجودات بود . چون سلطنت در زمين را خداوند به افراد زيادى [ پس از سليمان ] عطا كرد . زمانى كه سليمان به وادى مورچگان رسيد و باد سخنان آن مورچه را به او رسانيد و او معناى آن را فهميد ، متوجّه شد كه اين‌گونه پادشاهى و قدرت ، پس از وى براى هيچ‌كس نخواهد بود و بر اثر اين نعمت ، سخت شادمان گرديد و با