بودند ، به مراتب بيشترند . در هرصورت ، برترى در پيشگاه خداوند ، نه با دانش سنجيده مىشود و نه با تسخير باد ، نه با نرم كردن آهن و نه با هيچچيز ديگر ، بلكه تنها ملاك برترى سود رساندن و خدمت به مردم از هرراهى است كه مىتوان به مقدار برترى شخص در پيشگاه خدا پى برد .
وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ .
داوود از نسل يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم است .
خداوند او را با مقام نبوّت گرامى داشت و كتاب « زبور » را بر وى فرستاد و او را جانشين خود در زمين قرار داد . همچنين ، وى را از زيباترين صدا برخوردار نمود و آهن را در دستانش ملايم كرد . او دومين پادشاه يهوديان است و براى وى لقب ملك داوود را به كار مىبردند . پادشاه نخست آنان طالوت است ، چنانكه در آيهء 247 از سورهء بقره آمده است : « خدا طالوت را پادشاه شما كرد » . فرزند او سليمان نيز پيامبر بود و خداوند نعمتهاى فراوان به او بخشيد كه از جملهء آنها به ارث بردن پادشاهى از پدرش بود . تاريخ مىگويد : پادشاهى اين دو ، هفتاد سال دوام داشت و اين جريان در حدود سه هزار سال پيش رخ داد . پس از مرگ سليمان ، يهود به دو حكومت تقسيم شد : حكومت اسرائيل و حكومت يهودا . زمانى كه بختنصر يهوديان را شكست داد هردو حكومت را از بين برد . از آنزمان به بعد ، يهوديان حكومت ديگرى نداشتهاند ، تا اينكه استعمار آمريكا به منظور تأمين منافع خود در خاورميانه يك پايگاه نظامى در سال 1948 در سرزمين فلسطين ايجاد كرد و نام آن را دولت اسرائيل گذارد .
يهود درباره پادشاه خود داوود مىگويند : زنان را مىربود و شوهرانشان را مىكشت و پسر او سليمان از ستمكاران سركش و اسرافكنندگان بود .
برخى از مفسران مىگويند : مراد از سخن خداوند :
« وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ » ،
آن است كه سليمان ، تنها دانش را از پدرش به ارث برد . امّا نظريهء درست آن است كه مقصود از آيه ، وراثت پادشاهى مىباشد ، چنانكه اين امر در عمل اتفاق افتاده است .
اساسا دانش از طريق وراثت به دست نمىآيد بلكه با تلاش و كوشش مىتوان آن را به