اعراب
« يوما » مفعول براى « اخشوا » . « و لا مولود » عطف است بر « والد » . همچنين جايز است كه مبتداى اوّل باشد و « هو » مبتداى دوم و « جاز » خبر مبتداى دوم و مبتداى دوم با خبرش خبر براى مبتداى اوّل . « شيئا » مفعول « جاز » .
تفسير
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَ اخْشَوْا يَوْماً لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَيْئاً إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ .
خداى سبحان به تقوا امر كرده است ؛ زيرا ، تقوا راه رهايى از روزى است كه در آن ، انسان از فرزندان ، مادر و پدرش مىگريزد و اينروز ، به ناچار خواهد آمد . انسان فريبخورده كسى است كه به سخنان ياوه و دروغ فريب بخورد .
چرا خداوند انسان را آفريد ؟
از يك نويسنده مطلبى را خواندم كه مىگويد : « از پرسشهايى كه پاسخ ندارد ، اين پرسش است : چرا خداوند انسان را آفريد ؟ » . البتّه ترديدى نيست كه هرانسانى آرزو دارد ، كاش پاسخ اين پرسش را مىدانست . چه ، پاسخ آن رابطهء مستقيم و طبيعى با وجود و حقيقت او دارد . من خود رازى را كه در درونم نهفته بود نمىتوانم پنهان كنم و آن اينكه : من مطالب و پاسخهاى فراوانى را در پاسخ به اين پرسش به قلم فلاسفه ، علماى كلام و ديگران اعم از قديم و جديد خواندم ، ليكن از هيچكدام از اين پاسخها وجدانم قانع نشد ، به رغم اينكه من بارها با اين پرسش روبهرو شدم و همان پاسخى را دادم كه آنان گفتهاند . آن هم تنها به اين دليل كه جز پاسخ آنها ، پاسخى ديگر در چنته نداشتم ، و چارهاى نيز جز پاسخ دادن نداشتم .