مىكنيم . اگرچه شيطان به عذاب آتششان فراخوانده باشد . ( 21 )
و هركه روى خويش به خدا كند و نيكوكار باشد هرآينه به دستگيرهء استوارى چنگ زده است ، و پايان همهء كارها به سوى خداست . ( 22 )
و آن كسان كه كافر شدهاند كفرشان تو را غمگين نسازد . بازگشتنشان نزد ماست . پس به كارهايى كه كردهاند آگاهشان مىكنيم ؛ زيرا خدا به آنچه در دلها مىگذرد آگاه است . ( 23 )
اندكى كاميابشان مىسازيم ، سپس به بيچارگى به عذاب سختشان مىكشانيم . ( 24 )
اگر از آنها بپرسى : چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است ؟ خواهند گفت : خدا . بگو : سپاس خدا را . بلكه بيشترشان نادانند . ( 25 )
از آن خداست آنچه در آسمانها و زمين است و خدا بىنياز و ستودنى است . ( 26 )
و اگر همهء درختان روى زمين قلم شوند و دريا مركّب و هفت درياى ديگر به مددش بيايد ، سخنان خدا پايان نمىيابد . و خدا پيروزمند و حكيم است . ( 27 )
آفرينش و برانگيختن همهء شما همانند زنده كردن يك تن است . هرآينه خدا شنوا و بيناست . ( 28 )
واژگان
أسبغ : تمام كرد .
يسلم وجهه للّه : كنايه از اخلاص به خداوند است .
العروة : دستگيرهء دلو كه شخص آن را با دست خويش مىگيرد . سوراخ دگمهء لباس .
الوثقى : مؤنّث اوثق ؛ يعنى محكمتر و استوارتر .
ذات الصدور : دلها و اندرونها .
اعراب
« ظاهرة و باطنة » حال از « نعم اللّه » . « أ و لو » ، همزه براى انكار ، « واو » براى عطف و « لو » براى امتناع است و جوابش محذوف مىباشد و در تقدير چنين است :
« لا تبعوهم » . ضمير جمع به « آباء » برمىگردد . جملهء « و هو محسن » حال و جملهء « فقد