تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
مىكنيم . اگرچه شيطان به عذاب آتششان فراخوانده باشد . ( 21 ) و هركه روى خويش به خدا كند و نيكوكار باشد هرآينه به دستگيرهء استوارى چنگ زده است ، و پايان همهء كارها به سوى خداست . ( 22 ) و آن كسان كه كافر شده‌اند كفرشان تو را غمگين نسازد . بازگشتنشان نزد ماست . پس به كارهايى كه كرده‌اند آگاهشان مىكنيم ؛ زيرا خدا به آنچه در دل‌ها مىگذرد آگاه است . ( 23 ) اندكى كاميابشان مىسازيم ، سپس به بيچارگى به عذاب سختشان مىكشانيم . ( 24 ) اگر از آنها بپرسى : چه كسى آسمان‌ها و زمين را آفريده است ؟ خواهند گفت : خدا . بگو : سپاس خدا را . بلكه بيشترشان نادانند . ( 25 ) از آن خداست آنچه در آسمان‌ها و زمين است و خدا بىنياز و ستودنى است . ( 26 ) و اگر همهء درختان روى زمين قلم شوند و دريا مركّب و هفت درياى ديگر به مددش بيايد ، سخنان خدا پايان نمىيابد . و خدا پيروزمند و حكيم است . ( 27 ) آفرينش و برانگيختن همهء شما همانند زنده كردن يك تن است . هرآينه خدا شنوا و بيناست . ( 28 )

واژگان

أسبغ : تمام كرد . يسلم وجهه للّه : كنايه از اخلاص به خداوند است . العروة : دستگيرهء دلو كه شخص آن را با دست خويش مىگيرد . سوراخ دگمهء لباس . الوثقى : مؤنّث اوثق ؛ يعنى محكم‌تر و استوارتر . ذات الصدور : دل‌ها و اندرون‌ها .

اعراب

« ظاهرة و باطنة » حال از « نعم اللّه » . « أ و لو » ، همزه براى انكار ، « واو » براى عطف و « لو » براى امتناع است و جوابش محذوف مىباشد و در تقدير چنين است : « لا تبعوهم » . ضمير جمع به « آباء » برمىگردد . جملهء « و هو محسن » حال و جملهء « فقد