وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ؛
اگر از آنان دربارهء آفريدگار جهان بپرسند ، پاسخ مىدهند كه به وجود خدا اعتراف دارند . البتّه ، مشروط به آن شرطى كه آنان مىخواهند . اگر دربارهء كسى كه آب را فرو مىفرستد و زمين را بدان زنده مىكند ، از آنان پرسيده شود آب كه عامل مستقيم روزى و ثروتى است كه در دست آنان مىباشد باز هم در پاسخ مىگويند : تنها خداوند اين كار را مىكند . آنها با اين اعتراف ، در واقع خودشان را تكذيب مىكنند . چه ، اگر عوامل روزى از سوى خداست ، نه از سوى آنان ، پس چرا تنها براى آنها باشد ، نه براى مردم ؟ از آنجا كه خداوند براى همگان است ، بايد نيكىها و بركتهايش هم براى همگان باشد .
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ :
ستايش و سپاس از آن خداوندى است كه حق را بر زبان دشمنان دروغگوى خود ، جارى ساخت .
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ
آنان دروغگويانى هستند كه خودشان ، سخن خودشان را نقض مىكنند .