وظايف دينى نظير نماز و امثال آن امكانپذير نباشد ، هرچند اين شهر ، وطن او باشد .
وظيفهء اين مسلمان آن است كه از اين شهر به جاى ديگرى هجرت كند ، تا بتواند وظايف دينىاش را انجام دهد . در اينباره در جلد دوم تفسير آيهء 97 از سورهء نساء ، بخش : « فقها و وجوب هجرت » به تفصيل سخن گفتيم .
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ .
خداوند پس از آنكه هجرت از شهر نام برده را واجب كرد ، فرمود : هركس از اينكه در هجرت بميرد ، بيم داشته باشد ، بايد بداند كه مرگ چيزى است كه نه حاضر از آن رهايى مىيابد و نه مسافر و پس از مردن ، زنده مىشود و از وى دربارهء آن تكاليفى كه انجام نداده و كارهاى حرامى كه مرتكب شده است ، مىپرسند و از آن جمله ، دربارهء اقامت در شهرى كه مجبور مىشود در اين شهر ، عبادات را ترك كند و مشروبات الكلى بياشامد .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفاً تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها .
هركس از خانهاش به سوى خدا هجرت كند ؛ خداوند چيزهاى بهتر از آن را به او عطا مىكند ، يعنى غرفهها ، درختان و رودهايى در بهشت .
نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ * الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ .
كدام پاداش از بهشت بزرگتر است ؟
و چون بهشت بزرگ است ، قيمت آن هم بالا و بزرگ مىباشد و آن اينكه جويندهء بهشت نبايد در برابر دشمنان اسلام سر تسليم فرود آورد و بايد تنها از خدا بترسد و تنها به او اخلاص ورزد و بدين سبب ، در برابر مصيبتها و رويدادهاى گوناگون ، صبر كند .
روزى و اعتماد به آفريده و نه به آفريدگار
وَ كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُها وَ إِيَّاكُمْ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ .
بسيارى از مردم از جهت نظرى به خدا ايمان دارند و نيز به اينكه روزى خلايق تنها در دست اوست و خزاين او تمام نمىشود و پايانيافتنى نيست و او همان بزرگوارى