تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
خشنودىهاى او در گفتار و كردار تجلّى مىيابد . امّا ايمان موهوم در قلب پايدار نمىماند ، بلكه فقط ورد زبان است و همچون طيف‌ها و رؤياها در صحنهء وهم و خيال به نمايش درمىآيد . درست‌ترين گواه بر اين ايمان دروغين آن است كه صاحب چنين ايمانى تنها در گفتار به خدا ايمان دارد و در عمل ، به آفريده اميد دارد و از او مىترسد ، نه از آفريدگار .
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ .
ضمير « سألتهم » به سرمايه‌داران ستمگر برمىگردد كه با رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و آله به دشمنى برخاستند . پرسش : اگر آنان آشكارا اعتراف دارند كه خدا آفرينندهء جهان است ، پس سبب اختلاف و تضاد ميان آنها و پيامبران در كجاست ؟ پاسخ : آنان بر اين اساس به وجود خدا اعتراف مىكنند كه تنها به آنها ثروت و قدرت داده و فقر و نيازمندى را براى ديگران برگزيده است و هركس اين موضوع را انكار كند ، در گمراهى آشكار قرار دارد و معناى اعتراف آنها به وجود خدا همين است . بىترديد ، كسى كه به خدا كافر شود و به تساوى ميان خود و مردم ايمان نداشته باشد ، در پيشگاه خدا از اين ستمگر گناهكار بهتر است . امّا دليل اين‌كه آنان بر اين اساس ، به وجود خدا اعتراف مىكنند اين سخن خداست : « و چون گفته شود كه از آنچه خدا روزيتان كرده است انفاق كنيد ، كافران به مؤمنان گويند : آيا كسانى را طعام دهيم كه اگر خدا مىخواست خود آنها را طعام مىداد ؟ شما در گمراهى آشكار هستيد » . « 1 »
فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ؛
چرا از حق منحرف مىشويد و دروغ مىگوييد كه خدا شما را به ثروت و سلطنت اختصاص داده است ، نه مردم را .
اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
نظير اين آيه در جلد چهارم در آيهء 26 از سورهء رعد ، بخش : « انسان و روزى » بيان شد .
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 47 .