واژگان
الطوع : فرمانبردارى از روى اراده و اختيار .
الزّهق : بيرون رفتن با دشوارى و هر هلاكشوندهاى كه جانش به سختى بيرون مىرود .
الفرق : به فتح راء به معناى بيم داشتن .
الملجأ : جايى كه در آن شخص پناه بگيرد و به همين معناست واژههايى چون :
المعقل ، الموئل ، المعتصم و المعتمد .
مغارات : جمع مغارة و از « غار الشيء في الشيء ؛ چيزى در چيزى فرورفت » گرفته شده است .
المدّخل : به تشديد دال ، شكافى در زمين كه انسان به سختى وارد آن شود .
الجماح : شتابى كه تاب آوردن در آن امكانپذير نباشد .
اعراب
« انفقوا » در لفظ ، امر و در معنا خبر است . « طوعا او كرها » قائممقام حال ، يعن ى « سواء أنفقتم طائعين أم كارهين فلن يقبل منكم » . « ان تقبل » به مصدر تبديل مىشود و مجرور به « من » محذوف . « نفقاتهم » نايب فاعل . مصدر ريخته شده از « انّهم كفروا » فاعل « منعهم » و در معنا اينگونه است : « ما منعهم من تقبّل نفقاتهم الّا كفرهم » .
تفسير
قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ .
پس از آنكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى غزوهء تبوك آماده شد ، يكى از منافقان از او تقاضا كرد كه او را از شركت در جهاد معاف دارد و مقدارى از مالش را به آن حضرت عرضه كرد . از اينرو ، خدا به پيامبر گرامىاش