كرده بوديم . ما به آنها ستم نكردهايم ، آنها خود به خويش ستم كردهاند . ( 118 )
پروردگار تو براى كسانى كه از روى نادانى مرتكب كارى زشت شوند ، سپس توبه كنند و به صلاح آيند ، آمرزنده و مهربان است . ( 119 )
اعراب
« الكذب » مفعول براى « تصف » . اين واژه ، مبالغهء آنان در دروغگويى را مىرساند ، و معنايش اين است كه زبانهاى آنان ، مردم را به حقيقت دروغ آشنا مىكند . بنابراين ، جملهء مزبور نظير اين سخن است : « وجهه يصف للناس الجمال ؛ چهره او زيبايى را براى مردم معنا مىكند » . مصدر ريخته شده از « لتفتروا » بدل از « لما تصف » ، با اعادهء حرف جر ؛ زيرا هردروغى كه آنها مىگويند ، همان دروغ بستن بر خداست .
« متاع قليل » خبر مبتداى محذوف ؛ يعنى : « بقاؤهم متاع قليل » .
تفسير
فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ * إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
نظير اين آيه با تفسيرش در جلد اوّل آيهء 173 از سورهء بقره و در جلد سوم در آيهء 5 از سورهء مائده ، بيان شد .
وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ
مردم دوران جاهليّت ، از پيش خود ، چيزى را حلال و چيزى را حرام مىكردند و آن را به خدا نسبت مىدادند . مثلا ، آنان ، مردار ، خون ، گوشت خوك و هرچه را كه به غير نام خدا ذبح مىكردند ، حلال مىدانستند . آنها مىگفتند : آنچه در شكم اين چهارپايان است به مردان ما اختصاص دارد و بر همسران ما حرام است و سخنانى از اين قبيل كه در سورهء انعام ، آيهء 137 و مابعدش آمده است . بنابراين ، خداوند آنان را از اين سخنان