تفسير
مفسران دربارهء قريهاى كه در آيه آمده ، اختلافنظر دارند : آيا مراد قريهاى است كه در حال حاضر مشخّص و موجود است و يا اينكه بدين صورت ، فرض شده تا به عنوان ضرب المثل باشد ؟ رازى از بيشتر مفسران نقل كرده كه مراد از اين قريه مكه است . در هرحال ، اين ويژگىها بر مكه و ساكنان آن انطباق دارد ؛ زيرا مردم در اين شهر ، هم از لحاظ جانى و هم از لحاظ مالى در امان هستند و از جنگ و چپاول و غارت ، بيم ندارند ، چنانكه ساير عرب از آن مىترسند .
نيز ساكنان مكه نياز ندارند كه آهنگ سرزمينهاى ديگر كنند ؛ زيرا در پاسخ به دعاى ابراهيم عليه السّلام روزى از هرجا به سوى آن مىآيد . ابراهيم از خداوند چنين درخواست كرد : « . . . دلهاى مردمان را چنان كن كه هواى آنها كند و از هرثمرهاى روزيشان ده » . « 1 » مردم مكه به نعمتهاى خداوند كافر شدند ؛ زيرا محمّد صلّى اللّه عليه و إله را تكذيب كردند و به كشتن او كمر بستند ، تا آنجا كه او را مجبور كردند كه از سرزمين خود هجرت كند .
بر اثر نفرين پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله ، ساكنان مكه دچار گرسنگى شدند ؛ زيرا او گفت :
« خداوندا ! فشارت را بر [ قبيله ] مضر سخت كن و آن را چندين سال نظير سالهاى يوسف قرار بده » . خداوند نفرين او را اجابت كرد و آنان را گرفتار قحطى نمود ، تا آنجا كه مردارها ، سگها ، استخوانهاى سوخته شده ، ميمونها و پشمهاى آلوده به خون را خوردند و هرگاه يكى از آنان به سمت آسمان نگاه مىكرد ، از شدّت گرسنگى آن را به صورت دود مىديد . امّا دچار بيم و هراس وقتى شدند كه دستههاى گشت نظامى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله زمين را زير پاى آنها به لرزه درآوردند .
هامش
( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 37 .