تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 856

مساهمون:

ص٨٥٦
اختلاف كرده‌اند كه : آيا اين زندگى خوش و پاكيزه در دنياست و يا در آخرت ؟ شگفت‌آور است كه مفسران در اين‌باره اختلاف مىكنند ، در حالى كه با چشم سر مىبينند كه دنيا بهشت كافر و زندان مؤمن است و اين سخن خدا را مىخوانند ، بلكه شرح مىدهند : « و اگرنه آن بود كه همهء مردم يك امّت مىشدند ، سقف‌هاى خانه‌هاى كسانى را كه خداى رحمان را باور ندارند از نقره مىكرديم و بر آنها نردبان‌هايى مىنهاديم تا بر آنها بالا روند . و درهاى خانه‌هايشان را نيز نقره مىكرديم و تخت‌هايى كه بر آنها تكيه زنند ، از هرگونه زينت . و همهء اينها برخوردارى ناچيز دنيوى است ، حال آن‌كه آخرت در نزد پروردگار تو براى پرهيزكاران است » . « 1 » از اين‌رو ، ما ترجيح مىدهيم كه مراد از حياة طيبة ( زندگى خوش ) در اين آيه ، بهشت است . جملهء
« لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ . . . »
عطف تفسيرى و تأكيد براى جملهء
« فَلَنُحْيِيَنَّهُ »
مىباشد . از اين قبيل است سخن خداوند : « كسانى دروغ مىبافند كه به آيات خدا ايمان ندارند . اينان خود دروغگويند » . « 2 »
فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ .
خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و تكليف براى عموم است و معناى آيه چنين مىباشد : كسى كه بخواهد قرآن بخواند ، بايد پيش از خواندن بگويد : اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم ؛ پناه مىبرم به خدا از بدى شيطان سنگسار شده » . در تفسير رازى آمده است كه مالك و داود ظاهرى گفته‌اند : استعاذه بايد پس از قرائت قرآن باشد و نه پيش از آن ؛ زيرا اين دو به ظاهر لفظ بسنده كرده‌اند . « 3 » در هرحال ، پناه بردن از شيطان [ - گفتن اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم ] پيش از قرائت و يا پس از آن ، بالاجماع مستحب است ، نه واجب .
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ * إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ .
ضمير
« إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ »
به شيطان برمىگردد . امّا ضمير
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) آيات 33 - 35 . ( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 105 . ( 3 ) . مىگويند : « قرأت » فعل ماضى است بنابراين بايد پس از قرائت قرآن ، استعاذه گفت ( مترجم ) .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 856 | محمد جواد مغنية