فَاتَّقُونِ .
مراد از روح در اينجا وحى است ؛ زيرا وحى نسبت به جانها همانند روانهاست نسبت به تنها . خلاصهء معناى آيه چنين است : خداوند براى رسالت خويش ، كسى را برمىگزيند كه اهل آن باشد . اين رسالت به يكتاپرستى از لحاظ عقيده و پايدارى از لحاظ عمل ، خلاصه مىشود ؛ زيرا هركس از خدا بپرهيزد ، بر راه امنيّت و پايدارى است و هركس او را نافرمانى كند ، بر راه هلاكت و گمراهى است .
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ .
پس از آنكه خداوند در آيهء پيشين يادآور شد كه خدايى جز او نيست ، در اين آيه به دليل آن اشاره مىكند و آن اينكه خداوند ، آسمانها و زمين را آفريد و آفرينش اين دو را محكم و استوار گردانيد و كسى او را در اين كار ، كمك نكرد و آفرينش با اين استوارى و ابتكار ، دليل بر الوهيّت اوست . چنانچه آفرينش به تنهايى ، دليل يگانگى او مىباشد . به جلد دوم ، عنوان : « دليل يگانگى و سهگانگى » نگاه كنيد .
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ .
پس از آنكه خداوند به دليل يگانگى اشاره كرد ، فرمود : اين انسان ناتوان كه ما او را از نطفهاى آفريديم ، به نعمت كسى كه به او نعمت داده ، كفر مىورزد و وجود آفرينندهاش را انكار مىكند و چيزى را مىپرستد كه نه به او زيان مىرساند و نه سود . پيشتر در چندين مناسبت گفته شد كه انسان از راه راست منحرف نمىشود ، مگر از روى نادانى و تقليد و يا منفعت شخصى . به تفسير آيهء 34 از سورهء ابراهيم ، زير عنوان : « آيا انسان طبيعتا جنايتكار است ؟ » بنگريد .