تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 754

مساهمون:

ص٧٥٤
زمين و آنچه را كه ميان آنهاست جز به حق نيافريده‌ايم . و بىترديد قيامت فرامىرسد . پس گذشت كن ، گذشتى نيكو . ( 85 ) هرآينه پروردگار تو آفريننده‌اى داناست . ( 86 )

واژگان

الصيحة : در اين‌جا مراد عذاب است . مشرقين : هنگامى كه آنان وارد زمان طلوع خورشيد شدند . السجيل : گل سخت . متوسّمين : جمع متوسّم : صاحب هوش و مراد از آن در اين‌جا ، خردمندى است كه از پندها و اندرزها سود مىبرد . اصحاب الأيكة : مراد قوم شعيب است و واژهء « ايكه » به معناى درخت پرشاخ و برگ و انبوه مىباشد . الامام : چند معنا دارد و مراد از آن در اين‌جا ، راه است . اصحاب الحجر : مقصود ، ثمود ، قوم صالح است و حجر نام مكانى مىباشد كه آنها در آن زندگى مىكردند . برخى گفته‌اند : هرمكانى كه پيرامونش را سنگ گرفته باشد ، حجر ناميده مىشود . الصفح الجميل : گذشت كردن بدون سرزنش ، چنانچه از امام على عليه السّلام نقل شده است .

اعراب

« مشرقين » حال از ضمير « اخذتهم » و همانند آن است « مصبحين » . « آمنين » حال از واو « ينحتون » . « و ان كان اصحاب الأيكة » « ان » مخفف از ثقيله و مهمله ( غير عامل ) و لام پس از آن ، براى جدايى ميان آن و « إن » نافيه است .

تفسير

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ .
ضمير « هم » به قوم لوط برمىگردد و معناى جمله