تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 751

مساهمون:

ص٧٥١
بنابراين ، دنيا در نظر لوط تيره‌وتار شد ؛ زيرا او هنوز حقيقت مهمانان خود را نمىدانست و به همين دليل ، با كمال نرمى آنان را مورد خطاب قرار داد :
قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَيْفِي فَلا تَفْضَحُونِ * وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ .
لوط قومش را از خدا مىترسانيد ، در حالى كه چيزى بىمقدارتر از خدا در نزد آنان نبود . او از جوانمردى آنان كمك مىخواست كه مبادا نسبت به مهمانانش كارى انجام دهند كه موجب شرمندگى و خوارى او گردد ، در حالى كه آنان از جوانمردى و انسانيّت بسيار فاصله داشتند .
قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ ؛
آيا اين خودستايى و بيشرمى را مىبينيد ؟ آنان پاك و پرهيزكارند و لوط گناهكار و جنايتكار . . . چرا ؟ زيرا آنان او را از معاشرت با مردم و پذيرايى از مهمانان بازداشتند و او نپذيرفت ! مگر تو را نهى نكرديم ؟ اين منطق بىبندوبارى ، منطق هرتجاوزگر و گناهكارى است كه جز براى خواسته و منفعت خود ، براى هيچ‌چيز ارزشى قايل نيست . به عنوان نمونه ، ويتنامىها از ديدگاه آمريكاييان ، جنگ‌افروز و خونخوارند ؛ زيرا آنان نمىخواهند كه ايالات متّحدهء آمريكا ، آن‌طور كه دلش مىخواهد بر آنان حكومت كند و نيز عرب‌ها از نظرگاه ايالات متّحده و انگلستان ، وحشى و درنده‌اند ؛ زيرا آنان مىگويند : فلسطين از آن فلسطينىهاست ، نه از آن صهيونيست‌ها . كشورهاى استعمارگر در حالى شعار صلح و آزادى را سر مىدهند كه ملّت‌هاى مستضعف را با توپ و بمب‌هاى ناپالم هدف مىگيرند .
قالَ هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ .
لوط از زنان قومش به عنوان دخترانش تعبير كرده ؛ زيرا پيامبر امّت ، بسان پدر تمامى افراد اين امّت ، چه مرد و چه زن است ، لوط به قومش گفت : مردان را رها كنند و از روى حلاليت و پاكيزگى با زنان ازدواج نمايند ، لكن دل‌هايشان جز به حرام راضى نمىشوند و جز به ناپاكىها و گناهان تمايل ندارند .
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ .
بيشتر مفسران گفته‌اند : خطاب « لعمرك »