چنين توصيف مىكند : « هرامّتى كه به آتش داخل شود ، امّت همكيش خود را لعنت كند » . « 1 »
4 .
لا يَمَسُّهُمْ فِيها نَصَبٌ وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ .
نه تنگدستى است در آن بهشتها ، نه بيمارى ، نه كينه و نه خستگى و تمامى اين ويژگىها هميشگى است ، نه كاسته مىشود و نه از بين مىرود .
نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ * وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الْأَلِيمُ .
خداى سبحان در اين آيه ، ميان مژده دادن و هشدار دادن گرد آورده است ، تا گناهكار از رحمت و آمرزش خداوند نااميد نشود ، بلكه به سوى او بازگردد و توبه كند و نيز فرمانبردار ، از لغزشها و فاسد شدن عملش در هراس باشد و در نتيجه احتياط و فروتنى كند و دچار عجب و غرور نشود . رازى مىگويد : وقتى خداوند از آمرزش و رحمت ياد كرده ، آن دو را با سه واژه مورد تأكيد قرار داده است و اين سه واژه عبارتند از : « أنّى » ، « أنا » و داخل كردن الف و لام بر « الغفور » و « الرحيم » ، لكن هنگامى كه عذاب را ذكر نموده ، نگفته : انّى و انا ، بلكه تنها گفته است : « انّ عذابى . . . » .
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 37 .