القنوط : نااميدى .
ما خطبكم : كار شما چيست ؟
قدّرنا : حكم كرديم و يا آگاه شديم .
الغابر : برجاى مانده ، درنگكننده و گاهى دربارهء كسى به كار مىرود كه از دنيا رفته و درگذشته است . مراد از غابرين در اينجا ، همسر لوط است كه با بقيّه مردم شهر باقى ماند و همگى به هلاكت رسيدند .
اعراب
« سلاما » منصوب ، بنابر اينكه مصدر ( مفعول مطلق ) است ، يعنى : « سلمنا سلاما » .
« على أن مسّنى » متعلق به محذوف و حال از ياى « بشّرتمونى » و در تقدير چنين است :
« أبشّرتمونى كبيرا » . « و من يقنط » « من » مبتدا و « يقنط » خبر آن است . « آل لوط » منصوب است بنابر استثناى منقطع از « قوم مجرمين » . « امرأته » منصوب بنابر اينكه استثناى متّصل از ضمير « لمنّجوهم » است .
تفسير
وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ .
خطاب به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله است و ضمير « هم » برمىگردد به بندگان خداوند كه در آيهء پيشين ذكر شدند . مراد از مهمانان ابراهيم عليه السّلام فرشتگانى هستند كه بر او وارد شدند .
إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً ؛
بر او سلام كردند و او هم به آنان پاسخ داد ، چنانچه در آيهء 69 از سورهء هود آمده است :
« قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ
؛ گفتند : سلام ، او گفت : سلام » .
قالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ ؛
زيرا ابراهيم عليه السّلام براى آنان غذا آورد و ايشان از آن خوددارى كردند . از اينرو ، وى آنان را نشناخت و هراسى از آنان در دل او پيدا شد .
قالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ ؛
يعنى ما تو را به پسرى دانا و داراى منزلت