حال از واو « ادخلوها » و به معناى سالمين است . « آمنين » حال دوم . « اخوانا » حال از ضمير پنهان در خبر محذوفى كه « فى جنّات » بدان متعلق است ؛ يعنى : « انّ المتّقين مستقرون فى جنّات متصافين متحابين » . « متقابلين » صفت براى « اخوان » و « على سرر » متعلق به « متقابلين » . « ما هم » « ما » نافيه ، « هم » مبتدا . « بمخرجين » ، باء از لحاظ اعراب زايد و « مخرجين » خبر . « و
أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ »
. « أنا » ضمير فصل و يا تأكيد و مصدر
« أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ »
مجرور به باى محذوف .
« وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ »
« هو » ضمير فصل است .
تفسير
پس از آنكه خداى سبحان ، مجازات گناهكاران و گمراهان را بيان كرد . و اينكه آنان در فرداى قيامت با غلهايى بسته مىشوند كه دستوپا را به يكديگر نزديك مىكنند ، جامههايشان از آتشند و صورتهايشان را آتش مىپوشاند ، اينك پاداش پرهيزكاران را بيان مىكند و اينكه پاداش اينان عبارت است از : آسايش ، امنّيت ، صفا و راحتى هميشگى . تفصيل اين پاداشها از قرار زير است :
1 .
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ .
پرهيزكاران در هرچيزى زندگى خوشى دارند از خوراكى و آشاميدنى گرفته ، تا چشمانداز و حور العين : « در آنجاست هرچه نفس آرزو كند و ديده از آن لذّت ببرد » . « 1 »
2 .
ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ .
آنان زندگى خوش و امن دارند كه در آن نه بيم است و نه اندوه .
3 .
وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ .
در كنار آسايش ، از صفا و صميميّت نيز برخوردارند ؛ زيرا نه كينهاى وجود دارد كه دلها را به جوش آورد و نه اندوهى كه آنها را آب كند . چنانكه دوزخيان اينگونهاند و خداوند آنان را
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 71 .