انسان باقى نمىماند ، جز وحى از جانب آفريدگار انسان .
كسى كه آيات قرآن را بررسى كند ، برخى از آيات را مىبيند كه مىگويد : « اوست كه انسان را از آب آفريد » . « 1 » برخى از آنها مىگويد : « . . . چون مثل آدم است كه او را از خاك آفريد و به او گفت : موجود شو . پس موجود شد » . « 2 » در آيهء سوم مىگويد : « اوست كه شما را از گل آفريد » . « 3 »
« طين » عبارت است از : آب و خاك و حقيقت سومى نيست . آيهاى كه درصدد تفسير آن هستيم مىفرمايد :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ .
« صلصال » ؛ يعنى گل خشك و « حمأ » گل سياهگونه است و « مسنون » گلى مىباشد كه به آسانى تغيير مىيابد . گل با تمام انواعش ، همان آب و خاك است . بنابراين ، اصل نخستين انسان ، آب و خاك است كه خداوند پدر انسانها را از اين دو آفريد و به او زندگى داد .
وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ .
گروهى وجود جن را انكار كردهاند .
برخى از مؤمنان ، جن را كه در قرآن آمده ، به ميكروبى تفسير كردهاند كه با چشم ديده نمىشود ؛ يعنى اين واژه را به معناى لغوى و از « جنّ الشّىء ؛ آن چيز از چشم پنهان شد » گرفتهاند . عدّهاى ديگر قايل به وجود جن شدهاند و كتابهايى در مورد تعداد نفرها ، شهرها ، عادتها ، شاعران و سركردگان آنان و نيز ازدواج انسانها با آنها و آنها با انسانها ، نوشتهاند . ما نيز به وجود جن ايمان داريم ، تنها به اين دليل كه وحى آن را ثابت كرده و عقل هم آن را نفى نمىكند . ما سخن كسى را كه ادّعاى ديدن جن و يا ارتباط با آن را دارد تأييد نمىكنيم و نيز هيچ سخنى را دربارهء جنّيان نمىپذيريم ، مگر اينكه وحى ، آشكارا آن را گفته باشد . اين آيه و آيهء 15 از سورهء الرّحمن ، آشكارا مىفرمايد : خداوند جن را از آتش آفريده است و به همين دليل ما ايمان داريم كه
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 54 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 59 .
( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 2 .