در آفرينش هرچيزى مقدار مواد و عناصر ، چگونگى شكل و صورت و هدف آفرينش آن بهطور كامل رعايت شده است و اگر وجود اشيا تصادفى و بدون راهنما مىبود ، اينهمه قوانين و تدبير در آنها وجود نداشت .
وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ .
ضمير « فيها » به « ارض » برمىگردد و معايش عبارت است از : اسباب معيشت نظير كشاورزى ، تجارت و صنعت . امّا معيشت از طريق غارت ، چپاول و تقلّب ، كار شيطان است ، نه آفرينش خدا .
وَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرازِقِينَ .
هرموجود زندهاى كه در زمين است ، ما آن را روزى نمىدهيم و به روزى دادنش اجبارى هم نمىباشيم . هدف از اين اشاره آن است كه بدانيم ، تمامى موجودات با روزى خداوند زندگى مىكنند و بهطور كلّى ، هيچ زندهاى زندهء ديگر را روزى نمىدهد ، حتّى كودكانى كه در خانواده ما هستند و حيوانات و چهارپايانى را كه مالك آنها مىباشيم ، ما آنها را روزى نمىدهيم و روزى همهء آنها تنها بر عهدهء خداى يگانه است و نه بر عهدهء ديگرى .
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ .
رازى مىگويد :
« مفسران وحدتنظر دارند بر اينكه مراد از سخن خدا : « من شىء » باران مىباشد ؛ زيرا سبب روزىها و درآمدهاى مردم است » . ديدگاه درست آن است كه مراد از « من شىء » در آيه ، باران و غيرباران است ؛ زيرا اين واژه ، نكره در سياق نفى است و معنايش عام مىباشد نظير اين جمله : « ما رأيت احدا ؛ هيچكس را نديدم » . مقصود از انزال ، عطا و بخشش و مراد از « قدر معلوم » ، اسباب روزى است . معناى آيه چنين است : تمام نيكى و بركت در نزد خداست و آن را براى كارگران پرتلاش مىدهد ، نه براى تنبلهاى بىفايده . « اوست كه زمين را رام شما گردانيد . پس بر روى آن سير كنيد و از رزق خدا بخوريد » . « 1 » به بخش : « آيا روزى تصادفى است و يا مقدّر » ، جلد سوم نگاه كنيد .
هامش
( 1 ) . ملك ( 67 ) آيهء 15 .