سورهء انعام بيان شد .
وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ .
برخى از مفسران مىگويند :
مراد از بروج ، ستارگان است . ديگران گفتهاند : مراد از آن ، منزلهاى خورشيد و ماه است . حال ، معناى بروج هرچه باشد ، هدف آيه آن نيست كه ما دانش ستارهشناسى را بياموزيم ، تا به حقيقت برجها پىببريم . هدف اصلى آن است كه ما دربارهء قدرت و حكمت خدا در آفرينش آسمانها و زمين بينديشيم و اينكه زيبايى و دقّت و نظمى كه در جهان هستى به چشم مىخورد ، در نشان دادن وجود خدا و يگانگى او ، به مراتب از فرود آمدن فرشتگان و ديگر معجزاتى كه تبهكاران پيشنهاد مىكنند روشنتر است .
وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ * إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ .
مردم دوران جاهليّت باور داشتند كه هركاهنى از كاهنان شيطانى دارد كه به آسمان بالا مىرود و آنچه را كه فرشتگان دربارهء ساكنان زمين مىگويند مىشنوند . آنگاه شيطان به آن كاهن نازل مىشود و آنچه را كه شنيده به او خبر مىدهد و كاهن هم به نوبهء خود آن را در ميان مردم پخش مىكند . اين دو آيه در مجموع ، ردّ و تكذيب اين افسانههاست و اينكه شياطين نمىتوانند به هيچوجه به آسمان برسند . جملهء « شهاب مبين » كنايه از آن است كه شياطين ناتوانتر و حقيرتر از آن هستند كه سخنان فرشتگان را بشنوند ، چنانكه مردم دوران جاهليّت گمان مىكردند .