تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤
از آسمان درى بگشاييم كه از آن بالا روند . ( 14 ) گويند : چشمان ما را جادو كرده‌اند ، بلكه ما مردمى جادوزده هستيم . ( 15 ) و هرآينه در آسمان برج‌هايى آفريديم و براى بينندگانشان بياراستيم . ( 16 ) و از هرشيطان رجيمى حفظشان كرديم . ( 17 ) مگر آن‌كه دزدانه گوش مىداد و شهابى روشن تعقيبش كرد . ( 18 )

واژگان

الذكر : در اين‌جا مراد قرآن است . الشيع : جمع شيعه و آن فرقه‌اى است كه از لحاظ دينى و عقيدتى بر يك اصل اتفاق نظر داشته باشند . نسلكه : آن را وارد مىكنيم . العروج : بالا رفتن از نردبان . سكرت : بسته شد . البروج : چنان‌كه در بيشتر تفاسير آمده است ، در اين‌جا مراد از آن ، منزل‌هاى خورشيد و ماه است . الشهاب : شعله‌اى از آتش .

اعراب

« لو ما » از ادات طلب است نظير هلّا . « اذن » حرف جواب و جزا و در اين‌جا به معناى پاسخ براى شرط مقدّر است ؛ يعنى « لو نزلت الملائكة لم يمهل الكافرون » . « اذن » در اين‌جا به معناى لم است كه در جواب لو واقع شده است . « كذلك » خبر از مبتداى محذوف ؛ يعنى : « الامر كذلك » .
« إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ »
. « من » در محلّ نصب بنابر اين‌كه استثناى منقطع است : « لكن من استرق السمع » .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 724 | محمد جواد مغنية