و استفتحوا : فتح و پيروزى بر دشمنان را خواستار شدند .
الجبّار : هرگاه صفت خداوند باشد به معناى بلندمرتبه است كه هيچكس به آن نمىرسد . و هرگاه صفت انسان باشد به معناى برترىطلب و خودخواه مىباشد . اين واژه گاهى براى كسى به كار مىرود كه به اصلاح امور مىپردازد و كاستىهاى آن را جبران مىكند .
العنيد : صيغهء مبالغهء معاند است : كسى كه بهرغم آگاهى از حق ، با آن مخالفت مىكند .
الصديد : چرك مخلوط با خون .
يسيغه : مىبلعد آن را .
اعراب
« او لتعودنّ » ، « او » به معناى « الى ان » نظير جملهء : « لا اذهب أو نفعل كذا ؛ « نمىروم ، تا اينكه فلان كار را انجام دهم » . در اينجا « أو نفعل » به معناى : « الى ان نفعل » است .
« و استفتحوا » عطف است بر « اوحى اليهم ربّهم » . و ما هو بميّت « هو » مبتدا ، « باء » زايد و « ميّت » خبر آن است .
تفسير
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا .
پيامبران از طريق حكمت و اندرز نيكو ، مردم را به سوى حق و عدالت فراخواندند و هيچكس را به پذيرش دين و باور خود مجبور نكردند ؛ زيرا فراخوانى آنان برپايهء مجبور نكردن در پذيرش دين استوار است ، هرچند اين فراخوانى ، نوعى انقلاب بر ضدّ ظالمان و استثمارگران محسوب مىشد و به همين دليل ، آنان نيز عليه پيامبران ، دست به شورش زدند و ايشان را مخيّر گذاشتند كه يا تبعيد را انتخاب كنند و يا دوباره به كفر برگردند . نظير اين آيه ، در جلد سوم آيهء 88 از سورهء اعراف ، بيان شد .