دردناك مجازات مىكند ، امّا اينكه آيا مقصود از اين مقدار ، يكپنجم است ، يا يكدهم ، يا كمتر و يا بيشتر و آيا اين مقدار از زكات باشد و يا از ديگر وجوهات ، آيه نه به طور آشكار بر آن دلالت دارد و نه با اشاره . بنابراين ، چگونه بر سوسياليزم دلالت داشته باشد ؟
« سوسياليزم » نظامى اقتصادى است كه پيش از هرچيزى به ابزار توليد ، نظير زمين و امثال آن نظر دارد و مالك آن را تعيين مىكند و در مرحلهء بعد ، توليد و راههاى رشد و افزايش و چگونگى توزيع آن را در نظر مىگيرد ، در حالى كه اين يك چيز است و تشويق ثروتمندان به بخشش چيزى ديگر .
با اين بيان روشن گرديد كه سخن آن گويندهاى كه مىگويد : « ابو ذر يك سوسياليست بود ؛ زيرا با اين آيه ، ثروتمندان را تهديد كرد » ، خطا و اشتباه است ؛ چرا كه ابو ذر نه سوسياليزم را مىشناسد و نه چيزى ديگر را . او تنها اسلام را مىشناسد .
ابو ذر در اينباره ، بهسان هرمسلمان ديگرى است ، با اين تفاوت كه او به دين خود و اسلام ، اخلاصمند بود و آزها و اهداف شخصى را به دور انداخت و همين دورى از آز و طمعهاى دنيا و اخلاص دينى ، او را آنچنان با جرأت و شجاع ساخت كه قريش را به مبارزه فراخواند و روزى كه اسلام آورد ، خدايان آنها را به باد تمسخر گرفت ؛ زيرا در كنار كعبه ايستاد و با صداى بلند فرياد برآورد : « لا إله الّا اللّه ، محمد رسول اللّه » .
در روزگارى كه مسلمانان را نيرو و توانى نبود و هيچ مسلمانى جز در نهانگاه قادر نبود نام اللّه و محمد صلّى اللّه عليه و آله را ببرد ، او در برابر سران قريش ، كلمهء اسلام را با صداى بلند فرياد زد . اين شيوه چندينبار توسط او تكرار شد و با معاويه و عثمان هم همين شيوه را در پيش گرفت و همانگونه كه مشركان ، ابو ذر را به باد كتك گرفتند ، عثمان نيز وى را تبعيد كرد ، لكن اين برخوردها او را از راه خويش باز نداشت ؛ زيرا او در سراسر زندگى خود ، جز براى خداى يگانه خشمگين نشد .
خلاصهء سخن اينكه ابو ذر از هيئت حاكمه مىخواهد كه با زيردستان به عدالت و
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٦٦