اثبات وجود ، يگانگى و عظمت او به چشم مىخورند . يكى از آنها با زبان حال سخن مىگويد كه همان جهان هستى است و ديگرى با زبان گفتار كه قرآن است .
طبرسى دربارهء معناى محو و اثبات ، هشت نظرگاه را بيان كرده است و نزديكترين آنها اين است كه مراد از محو ، نسخ شريعت است نظير شريعتهاى گذشته و يا اينكه مقصود از آن ، نسخ شدن برخى از احكام اين شريعتهاست همانند نسخ شدن نماز به سوى بيت المقدّس در شريعت اسلامى . امّا اثبات ، مقصود از آن ، پابرجا بودن و ثابت ماندن احكام [ اسلام ] تا روز قيامت است . بنابراين ، معناى جمله چنين است : خداوند تمام و يا برخى از احكام را ، برحسب آنچه حكمت و مصلحت او اقتضا كند ، نسخ مىكند و يا ثابت نگه مىدارد . او مصالح و مفاسد بندگانش را مىداند و به همين دليل ، آنان را بهطور موقت و يا هميشگى به آنچه مصلحت است دستور مىدهد و از آنچه مفسده دارد نهى مىكند . البتّه ، اين كار براساس اقتضاى آگاهى او از مدّت منفعت و زيان صورت مىگيرد . پيشتر دربارهء نسخ ، در جلد اوّل در تفسير آيهء 106 از سورهء بقره سخن گفتيم .
وَ إِنْ ما نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ عَلَيْنَا الْحِسابُ .
اين آيه با آيهء 31 از همين سوره ، يعنى :
« وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ »
ارتباط دارد . دليل ارتباط اين دو آيه آن است كه خداوند به پيامبرش فرمود : او به زودى عذاب را بر كسانى كه او را تكذيب كردهاند نازل خواهد كرد . آنگاه در آيهاى كه اينك درصدد تفسيرش هستيم مىفرمايد : خواه عذاب آنان را به تو بنمايانيم و يا تو را پيش از آن بميرانيم ، نخستين و آخرين وظيفهات آن است كه رسالتت را به همان صورت واقعى خودش انجام دهى و بس و ماسواى آن بر عهدهء ماست ، نه بر عهدهء تو .
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها .
زمين كروى شكل است و بسان جسم مسطح ( پهن ) اطراف ندارد ، لكن آنقدر بزرگ است كه گنجايش ميليونها