به سوى پروردگارشان بازمىگردند خواهند فهميد كه سراى آخرت از آن كيست .
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا .
آنان بهرغم دلايل و گواهان ، رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و إله را منكر شدند ؛ زيرا اين رسالت ، پيكار و شورش عليه ستمگرى و سركشى و نيز بر ضدّ هرنوع تقليدى است كه مانع آزادى ، امنيّت و خوشبختى انسان شود .
آسودگى خاطر و وجدان
قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ .
خداوند به پيامبرش در اين آيه فرمان داده است كه به مشركان بگويد : اگر شما رسالت مرا انكار مىكنيد ، خدا گواهى مىدهد كه من فرستادهء او هستم و نيز آن عدّه از علماى تورات و انجيل كه با انصاف هستند به اين امر گواهى مىدهند . اين ، معناى ظاهر آيه است و مقصود هم همين است و تمامى مفسران ، اين معنا را برگزيدهاند و ما نيز با ايشان موافق هستيم ، لكن ما در وراى اين ظاهر ، يك معناى گستردهتر و بزرگتر را احساس مىكنيم كه بر هر ايمان آورندهء به حق و عملكنندهء بدان كه مفسدان در زمين از او خرده گرفتند و رنجى را كه پيامبران و صالحان ديدند او هم ديده ، تطبيق مىشود . اين معناى بزرگ كه آيه بدان اشاره دارد ، چنين است : هركس كه دلش نسبت به چيزى آرامش يابد و وجدان سالم بدان گواهى دهد ، خدا و فرشتگان و انسانهاى باانصاف نيز گواهى مىدهند كه وى بر حق است ، خواه اين كس پيامبر باشد خواه نباشد .
پرسش : چه زمانى خاطر انسان آسوده است و وجدان سالم نيز بدان گواهى مىدهد ؟
پاسخ : انسان ، تنها زمانى اهل دل بيدار و وجدان سالم است كه به ارزشهاى انسانى نظير عدالت ، آزادى ، راستگويى ، امانت و ديگر چيزهايى كه بركت آنها به تمامى انسانها بازگشت مىكند ايمان داشته باشد و هرزمان كه انسان ارزشها را باور كند و ميان باور و كردارهايش هماهنگى بهوجود آورد ، خاطر وى آسوده مىشود و وجدانش به نفع او شهادت مىدهد و هرزمان كه ميان باور انسان و اعمالش فاصله