نزديك است پيك پروردگارم به سوى من بيابد و من هم آن را اجابت كنم و دو چيز سنگين را در ميان شما باقى مىگذارم : نخستين اين دو ، كتاب خداوند است كه در آن هدايت و روشنى است . بنابراين ، كتاب خدا را بگيريد و بدان چنگ درزنيد . او [ مسلمانان را ] به كتاب خدا تشويق و ترغيب كرد . آنگاه گفت : و اهلبيت من . دربارهء اهلبيت خودم ، شما را به ياد خدا مىاندازم و اين جمله را سه بار تكرار كرد .
وَ مِنَ الْأَحْزابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ .
مراد از احزاب ، پيروان آيينها و اديان ديگر است ؛ مانند يهود و نصارا و ديگر كسانى كه چيزهايى از قرآن را كه با هواهاى نفسانىشان سازگارى نداشت ، انكار كردند و چيزهايى را كه با آن همخوانى داشت ، پذيرفتند و اقرار كردند . روشن است كه انكار و اقرار اين گروه يكسان است ؛ زيرا اقرار به هواهاى نفسانى ايشان است ، نه اقرار به قرآن .
قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُوا وَ إِلَيْهِ مَآبِ .
اسلام عبارت است از اينكه هيچ معبودى جز خدا نيست . پادشاهى از آن اوست . تنها او را بايد پرستيد و بازگشت به سوى اوست .
وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ حُكْماً عَرَبِيًّا .
مراد از حكم قرآن است ؛ زيرا همو حكم خداست و ماسواى آن حكم جاهليت مىباشد . چنانكه خداوند مىفرمايد : « آيا حكم جاهليت را مىجويند ؟ براى آن مردمى كه اهل يقين هستند چه حكمى از حكم خدا بهتر است ؟ » . « 1 » همانطور كه خدا هرپيامبرى را به زبان قومش فرستاد ، محمّد صلّى اللّه عليه و إله را نيز به زبان قومش فرستاد : « هيچ پيامبرى را جز به زبان مردمش نفرستاديم ، تا بتواند پيام خدا را برايشان بيان كند » . « 2 » در تفسير آيهء 2 از سورهء يوسف ، سبب نزول قرآن به زبان عربى را با توجّه اينكه محمّد صلّى اللّه عليه و إله پيامبر خدا براى تمامى انسانهاست ، بيان كرديم .
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا واقٍ .
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 50 .
( 2 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 2 .