دلايل و معجزات آنها را به باد ريشخند مىگرفتند . خداوند به آنان مهلت مىداد ، تا بلكه هدايت يابند و همچنين از راه مهلت دادن ، حجّت را بر آنان تمام كند ، چنانكه از راه اقامهء دلايل ، حجّت را برايشان تمام كرده بود .
أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ .
او از هرفردى نگهدارى و مراقبت مىكند و دربارهء هرچيزى ، او را مورد بازپرسى قرار مىدهد . اگر وى كار نيك انجام دهد ، پاداشش مىدهد و اگر كار بد انجام دهد ، مجازاتش مىكند . آيا شما سنگها را شريك كسى كه اين ويژگىها را دارد ، قرار مىدهيد ؟
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ .
آنان براى خدا شريكانى قرار مىدهند كه هيچ شباهتى به او ندارند . « آيا آنكه مىآفريند همانند كسى است كه نمىآفريند ؟ چرا درنمىيابيد ؟ » . « 1 »
قُلْ سَمُّوهُمْ ؛
يعنى اى مشركان ! ، حتّى يك ويژگى براى بتهاى خود بيان كنيد كه آنها را سزاوار پرستش سازد . اين تحدّى [ - مبارزهطلبى قرآن ] به ريشخند و تمسخر شباهت دارد ، چونان كه اگر شخص ترسو بگويد : من از همهء شجاعان شجاعترم و تو به او بگويى : براى اثبات شجاعتت حتّى يك شاهد براى ما بياور .
أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِما لا يَعْلَمُ فِي الْأَرْضِ .
خدا مىفرمايد : من شريك ندارم . مشركان به او مىگويند : تو شريكان زيادى دارى . معناى سخن آنان در واقع اين است كه آنان مىدانند و خدا نمىداند . و آنان چيزى را به خدا خبر مىدهند كه او نمىداند . در حالى كه شأن خداوند از آنچه آنها مىگويند ، بالاتر است . به بيان اهل منطق : هرگاه ملزوم باشد ، لازم هم است و هرگاه لازم نباشد ، ملزوم هم نخواهد بود . هرگاه خورشيد باشد ، روز هست و اگر خورشيد نباشد ، روز هم نخواهد بود . و هرگاه روز نباشد ، در ظاهر و واقع ، خورشيد هم نخواهد بود . همچنين ، هرگاه شريك باشد ، بهطور يقين خداوند از وجود آن آگاه است و چون خدا از آن آگاهى ندارد ، پس شريكى وجود ندارد ، و گرنه لازم مىآيد كه خدا از اين موضوع ناآگاه باشد [ - و ناآگاهى بر خداوند محال است ] .
هامش
( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 17 .