و آيهء 7 از همين سوره گذشت .
قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ .
به بخش : « گمراه كردن خداوند منفى است ، نه مثبت » ، درج دوم در تفسير آيهء 88 از سورهء نساء و نيز به بخش : « هدايت و گمراهى » ، در جلد اوّل در تفسير آيهء 26 از سورهء بقره نگاه كنيد .
الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ .
هنگامى كه خداوند از صاحبان ثروت و شادمانى ايشان كه از اعتماد آنها به معيشت و زندگىشان سرچشمه مىگيرد ياد كرد ، اكنون از مؤمنان ياد مىكند و اينكه آنان كسانى هستند كه با ياد خدا آرام مىگيرند . آرامش مقولهاى است افزون بر ايمان و عبارت است از : ثبات و ماندگار شدن ايمان و يا بلندترين درجه و مرتبهء ايمان . در آيهء 260 از سورهء بقره آمده است : « گفت : آيا هنوز ايمان نياوردهاى ؟ گفت : بلى و لكن مىخواهم كه دلم آرام يابد » . در آيهء 106 از سورهء نحل آمده است : « و حال آنكه دلش به ايمان خويش مطمئن است » . يعنى ايمانش ثابت و ماندگار است .
مراد از « ذكر » فقط سخن گفتنى و شنيدنى نيست ، بلكه مراد سخنى است كه موجب افزايش يقين گويندهء آن ، به خدا و اعتماد او به مژده و هشدار او شود و اگر اين اثر را نداشته باشد ، گفتن تقديس و تسبيح ، ذكر حقيقى محسوب نمىشود ؛ ذكرى كه يقين و اعتماد گويندهء ذكر را افزايش مىدهد كه مقصود اين آيه است :
« فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ
؛ مرا ياد كنيد كه شما را ياد كنم » . « 1 »
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 152 .