تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١

واژگان

خلت : گذشت . متاب : اسم مصدر و از تاب گرفته شده است ( بازگشت ) . سيّرت به الجبال : كوه‌ها به وسيلهء آن به حركت درآيد . قطّعت به الارض : جوىها و چشمه‌ها را بشكافد . كلّم به الموتى : مردگان را به سخن وادارد . ييئس : ( در زبان هوازن ) : مىداند . قارعة : مصيبت .

اعراب

« هو ربّى » مبتدا و خبر . جملهء « لا إله الّا هو » خبر دوم . « لو انّ قرآنا » جواب « لو » حذف شده كه خود سخن بر آن دلالت دارد و در تقدير چنين است : « لكان هذا القرآن » . مصدر ريخته شده از « ان لو يشاء » مفعول براى « ييئس » . بما صنعوا « ما » مصدريه ؛ يعنى : « بصنعهم » و نيز جايز است كه موصوله باشد و به معناى : « الّذى صنعوه » . فاعل « تحلّ » ضميرى است كه به « قارعة » برمىگردد و پنهان است و « قريبا » حال از همين ضمير مستتر مىباشد .

تفسير

كَذلِكَ أَرْسَلْناكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ لِتَتْلُوَا عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ .
خطاب متوجّه محمّد صلّى اللّه عليه و إله است و ضمير « عليهم » به « امّت » برمىگردد كه او به سوى آنان فرستاده شده است . خداوند پيش از او ، پيامبرانى به عنوان مژده‌دهندگان و بيم‌دهندگان به سوى امّت‌هاى گذشته فرستاده بود ، به همين