ثروتمند باشد و يا تهيدست . برخى از آنها غيرذاتى است نظير اينكه كشاورز باشد ، يا تاجر ، يا كارمند يا پزشك و يا امثال آن .
ثروت عواملى دارد كه از جملهء آنها نسب است ، بدين معنا كه انسان از طريق ميراث ثروتمند مىشود . اين ثروت از جهت دينى مشروع است ، هرچند از توان انسان بيرون مىباشد . يكى از عوامل ثروتمندى ، احتكار و استثمار است نظير ربا ، تقلّب ، چپاول ، غارت و تجارت با محرّمات . اينگونه ثروت ، حرام است و در آن ترديد نيست . يكى از راههاى ثروتمند شدن ، كار كردن است همانند كشاورزى ، صنعتگرى و امثال اين دو . كار ، هم از ديدگاه عقل و هم از ديدگاه شرع ، بهترين عامل گرد آمدن ثروت است .
فقر و تهيدستى نيز عواملى دارد . از جملهء اين عوامل ، بيكارى و تنبلى است و پيامد آن هم به فرد تنبل و بيكار برمىگردد . يكى از عوامل تهيدستى ، شرايط فاسد و نابسامان است كه موجب مىشود خيانتكاران و زورمندان ، رهبرى جامعه را به دست گيرند و بزرگواران و مستضعفان كنار زده شوند . اين عامل ، از ديدگاه عقل و شرع ، حرام و نامشروع است ؛ به بيانى روشنتر : هركدام از ثروت و تهيدستى ، عوامل محسوس و آشكار خود را دارد .
با اين بيان روشن شد كه تهيدستى و ثروتمندى در بيشتر وقتها ، كار زمين است ، نه كار آسمان . گاهى اين امر ، در برخى از موارد بر خلاف معمول اتفاق مىافتد و برخى از مردم آن را توفيق الهى مىدانند و گاه از طريق تصادف و يا شانس صورت مىگيرد ، لكن هيچكس نمىتواند بگويد : قضا و قدر برخى از مردم را به طول كامل منقلب مىكند و هيچگاه آنان نمىتوانند بهرهء تلاشها و كارهايشان را به دست آورند و در همين حال ، برخى ديگر را در هرچيزى يارى مىدهد و بيش از آنچه كه آنان آرزو دارند و بالاتر از آنچه آنها تصوّر مىكنند ، بدون كوشش و تلاش ، برايشان تحقّق مىبخشد . هيچكس نمىتواند اين ادّعا را ثابت كند ، و گرنه تمامى معيارها
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 627
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٦٢٧