تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ .
اين آيه پاسخ مشركان و خلاصهء آن‌چنين است : سنگ‌هايى را كه مىپرستيد ، چيزى را همانند آنچه خدا آفريده ، نمىآفرينند ، تا شما بگوييد : خدا مىآفريند و بت‌ها هم كاملا همانند او مىآفرينند و اگر خدا شايسته خدايى و پرستش است ، اين بت‌ها نيز شايستگى خدايى و پرستش را دارند . توضيح بيشتر در آينده خواهد آمد .

خردهاى مردم سبب بىنيازى آنان از خدا نمىشود

شناخت انسان به دو قسم تقسيم مىشود : 1 . فطرى ذاتى ؛ 2 . نظرى اجتهادى . شناخت فطرى آن است كه نياز به تلاش و كوشش ندارد ، بلكه تنها با تصوّر و خود به‌خود به دست مىآيد مانند : شناخت اين‌كه روشنايى غير از تاريكى ، كورى غير از بينايى ، بلندى غير از كوتاهى و سنگ آفريده است نه آفريننده . در اين شناخت ، « 1 » دانا و نادان يكى هستند و اگر كسى در آن دچار اشتباه شود ، عذرش پذيرفته نيست . امّا شناخت نظرى اجتهادى ، خودبه‌خود و تنها با تصوّر به دست نمىآيد ، بلكه به انديشيدن و كوشش و تلاش نياز دارد نظير شناخت اين‌كه آب بسيط است و يا مركّب و آيا اين بيمارى ، بيمارى مسرى است و يا بيمارى ديگر . اين نوع شناخت را ، قضاياى نظرى مىنامند كه ديدگاه‌ها دربارهء آنها بر اثر اختلاف اشخاص ، استعدادها و آگاهى آنها مختلفند . صاحب اين‌گونه نظريات ، در صورتى كه دچار اشتباه شود ، اشتباه او آمرزيده مىشود ، البتّه مشروط به اين‌كه همراه كوشش و تلاش باشد ؛ زيرا فهميدن درست هرچيز ، يا ناممكن است و يا دشوار . بت‌هايى كه مشركان ، آنها را مىپرستند ، به هيچ‌وجه ، شباهت به خدا ندارند ، تا آن كسى كه ترديد مىكند و يا احتمال مىدهد كه آنها شريك خدا در آفرينش باشند ،
هامش
( 1 ) . برخى ميان علم و شناخت ، چنين تفاوت قايل شده‌اند : علم به كليات تعلّق مىگيرد و شناخت به جزئيات ، لكن ما هيچ تفاوتى ميان اين دو نمىبينيم . خداوند فرموده است : « قد علم كلّ اناس مشربهم » و نفرموده است : قد عرف ، با اين‌كه مىدانيم هرقبيله از قبايل بنى اسرائيل آبشخور خاصّى داشت .