تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠

تفسير

قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ .
پس از آن‌كه خداى سبحان يادآور شد كه هرآنچه در جهان هستى وجود دارد ، در برابر قدرت او تسليم است ، بار ديگر به مشركان برمىگردد و از آنان از زبان پيامبر بزرگوارش مىپرسد : چه كسى جهان را با زمين و آسمانش آفريده است ؟ آيا خدا آن را آفريده و يا بت‌هايى كه شما مىپرستيد ؟ از آن‌جا كه پاسخ پرسش در خود اين پرسش خوابيده است و فرد مورد پرسش نمىتواند آن را انكار كنند ، خدا به محمّد صلّى اللّه عليه و إله دستور مىدهد كه به آنان بگو : « خداوند » .
قُلِ اللَّهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا .
بار دوم و براى تأكيد حجّت و دليل ، خدا به پيامبرش دستور مىدهد كه به مشركان بگويد : شما سنگ‌هايى را مىپرستيد كه توان زيان و يا سود رساندن به خود را ندارند ، چه رسد به اين‌كه اين توان را نسبت به ديگران داشته باشند ؟ اين آيه تنها پاسخ به مشركان نيست ، بلكه پاسخ به كسانى نيز است كه مىگويند : خردهاى مردم ، از فرستادن پيامبران و نازل كردن كتاب‌ها از آسمان بىنياز مىكند . در حالى كه پرستش‌كنندگان سنگ‌ها در گذشته و حال كسانى هستند كه هم از ديدگاه خودشان و هم از ديدگاه بسيارى از مردم از صاحبان خرداند .
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ .
مراد از « اعمى » كافر است ؛ زيرا از ميان كسى كه توان زيان و سود رساندن را به خود ندارد و كسى كه چنين توانى را دارد ، تفاوت نمىگذارد و مراد از « بصير » ، انسان باايمانى است كه ميان اين دو تفاوت قايل مىشود .
أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ .
« ظلمات » كنايه از كفر است و « نور » كنايه از ايمان . خداوند مىفرمايد : « كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور ؛ كتابى است كه بر تو نازل كرديم تا مردم را از كفر به سوى ايمان ببرى » . « 1 »
هامش
( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 1 .