نبوّت اوست بيفزايد . در اين آيه مىفرمايد : خداوند مىداند كه در رحمهاى زنان نرينه است يا مادينه ، يكى است يا بيشتر ، ناقص است يا كامل ، و كسى كه اين را بداند ، مىداند كه درخواست افزايش معجزه بر اثر دشمنى و زورگويى است ، نه به قصد خواستن ارشاد و هدايت . در نهج البلاغه آمده است : « خدا مىداند كه در رحمها نر است يا مادّه ، زشت است يا زيبا ، بدبخت است يا خوشبخت » .
مسلمانان وحدتنظر دارند كه خداوند از تمام آفريدهها كوچك باشند و يا بزرگ آگاهى دارد ؛ زيرا هرآفريدهاى در نزد آفريدگارش معلوم است و به گفتهء محى الدّين بن عربى : « هيچ موجودى در جهان نيست ، جز اينكه صورت خاصى نسبت به ايجادكنندهاش دارد » . آنگاه فلاسفه و علماى كلام در اينباره اختلاف دارند كه آيا خداوند به جزئيات ؛ مانند افراد حيوان ، گياه و جماد ، آگاهى مستقيم و بدون واسطه دارد و يا آن را به واسطهء اسبابش مىداند ؟ متكلّمون ديدگاه نخست و فلاسفه ديدگاه دوم را پذيرفتهاند .
ما هيچگونه فايدهاى را در اين اختلاف نمىبينيم ؛ زيرا مسلمان بايد ايمان داشته باشد كه علم خدا هرچيزى را دربر مىگيرد ، خواه اين چيز كلّى باشد خواه جزئى ، حتّى تپش قلب و خطور ذهن را هم مىداند . امّا ايمان به اينكه علم خدا تنها به اين نحوهء خاص است ، به هيچ عنوان جزء دين نيست . رواياتى وارد شدهاند كه از انديشيدن دربارهء ذات خدا نهى مىكنند و به انديشيدن دربارهء آفرينش و صنعت او دستور مىدهند .
وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ .
بنابراين ، خداوند هيچچيز را بيهوده و بىقانون نمىآفريند ، بلكه براى هرچيزى در كميّت از جهت اجزا ، عناصر ، خواص و آثار و نيز در كيفيّت از جهت شكل ، صورت ، مكان ، زمان ، اسباب و سنّتهايش ، اندازه و نظام معينّى است و همهء اين امور براساس اقتضاى حكمت و مصلحت است . تمامى آنچه در توان انسان مىباشد اين است كه او مىبيند ، مراقبت و مقايسه مىكند ، گاه