تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
ميوه ندادند . بدين ترتيب ، آشكار شد كه ميوه جز از راه تلقيح مادّهء نرينه به مادينه به‌وجود نمىآيد . 5 .
يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ .
تفسير اين جمله در جلد سوم در آيهء 54 از سورهء اعراف بيان شد .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
در جهانى كه برطبق قوانين پايدار حركت مىكند ، در هيچ حالتى نمىتواند از آن منحرف شود و اگر اين قوانين نبود ، دانشمندان هرگز نمىتوانستند آنها را پيدا كنند و از آنها قواعد كلّى استنباط نمايند . روشن است كه تداوم اين قوانين ، تصادف را نفى مىكند و به همين دليل ، بسيارى از دانشمندان طبيعى به‌وجود خداى تعالى ، ايمان آورده‌اند . 6 .
وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ .
به‌رغم اين‌كه اجزاى زمين به يكديگر چسبيده‌اند ، به انواع مختلفى همچون دشت ، كوه ، سخت ، نرم ، سرسبز ، خشك ، خاك ، شن ، سياه ، سفيد و امثال آن مىشوند . رمز اين تنوّع ، همانا فرمان خداوند و تدبير او دربارهء آفريدگانش است .
وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ ؛
يعنى باغهاى انگور
وَ زَرْعٌ ؛
يعنى كشتزارهاى گوناگون .
وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ ؛
يعنى نخل‌هايى كه داراى يك ريشه و يك نوع مىباشد ؛ زيرا نخل چند نوع است .
وَ غَيْرُ صِنْوانٍ ؛
يعنى نخل‌هايى كه از ريشه‌هاى مختلف مىباشد . اين‌كه خداوند تنها از انگور و خرما نام برده ، بدان سبب است كه اين دو در آن عصر از ديگر ميوه‌ها بيشتر وجود داشتند ، يا مظهر ثروت بودند و يا هم فراوان بودند و هم نشانهء ثروت . سخن خداوند نيز همين مطلب را ثابت مىكند : « برايشان داستان دو مرد را بيان كن كه به يكى دو تاكستان داده بوديم و برگرد آنها نخل‌ها و در ميانشان كشتزار كرده بوديم » .
يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ
نظير باران ، چاه و يا رود و نيز ممكن است به سبب همسايگى و نزديك بودن اين درختان ، مكان آنها نيز يكى باشد ، با اين وجود ، ميوهء آنها از جهت رنگ ، اندازه ، بو و مزه متفاوت است و رمز اين تفاوت ، تدبير و حكمت خداوند است .
وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ .
در حالى كه ابزار پيدايش و رشد آنها يكى است .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ