تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
عقل ثابت شود و پيامبر راستگو و امين هم از راه وحى خبر دهد كه اين كار به‌طور يقين به‌وقوع مىپيوندند ، وقوع اين امر حتمى خواهد بود و راه گريزى از آن وجود ندارد . خداوند پس از آسمان‌ها ، زمين را هم ذكر نموده و هدف از آن اين‌كه مىخواهد بىخبران را به دلايل جهان هستى بر وجود خدا و عظمت او توجّه دهد و نيز آن‌كس كه اين جهان بزرگ را با تمام زمين و آسمان‌هايش آفريده ، توان فرستادن پيامبران ، كتاب‌ها و زنده نمودن مردگان را دارد . برخى از دلايل وجود خداوند آسمانى است نظير برافراشتن آسمان بدون ستون و تسخير خورشيد و ماه و برخى ديگر زمينى است همانند دلايل زير كه خداوند در اين آيات به آنها اشاره مىكند : 1 .
وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ ؛
يعنى خداوند زمين را بگسترد و آماده‌اش كرد . خدا در آيهء 19 از سورهء نوح مىگويد : « و خدا زمين را چون فرشى برايتان بگسترد ، تا بر راه‌هاى پهناور آن برويد » . در آيهء 30 از سورهء نازعات مىگويد : « و پس از آن زمين را بگسترد » . واژهء « دحو » به معناى گستردن چيز است . روشن است كه گسترش ، فراخى و هموارى زمين ، به هيچ‌وجه مسطح يا كروى بودن زمين را ثابت نمىكند ؛ زيرا هرگاه جسمى همچون زمين ، بزرگ باشد ، هرسوى اين جسم ، در درازى و پهنا ، كشيده و گشاده خواهد بود ، هرچند شكل آن كروى باشد ، بنابراين ، در آيه ، چيزى كه نظريهء كروى بودن زمين جاى ترديد نيست را نفى كند وجود ندارد . رازى در تفسير اين آيه مىگويد : « با دلايل ، ثابت شده كه زمين كروى است ، بنابراين ، چگونه مىتوان بدون دليل آن را انكار كرد . زمين جسم بزرگى است و جسم كروى هرگاه بسيار بزرگ باشد ، هرقطعه‌اش مسطح ديده مىشود » . دانشمندان يونان در دوران ارسطو بر كروى بودن زمين وحدت نظر داشتند ، لكن آنها مىگفتند : زمين ساكن است . 2 .
وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ .
واژهء « رواسى » صفت هرچيز ثابت و استوار مىباشد ، لكن بر خاطر استعمال زياد ، بيشتر براى كوه‌ها به كار مىرود ، به‌گونه‌اى كه هرگاه واژهء