برافراشت - هم در ظاهر و هم در واقع و زمين را در فضاى لايتناهى بدون پايههايى گسترانيد » . در نهج البلاغه آمده است : « خداوند زمين را ايجاد كرد و آن را بدون اينكه مشغول باشد نگهداشت و آن را بر غير جايگاه آرامش استوار گردانيد و بدون پايهها برپا داشت » .
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ .
اين آيه كنايه از آن است كه خداوند مالك جهان هستى است و امور آن را با علم و حكمت خود اداره مىكند ، چنانكه در خود آيه گفته است :
« يدبّر الامر » . اين جمله در آيهء 54 از سورهء اعراف و آيهء 3 از سورهء يونس بيان شد .
وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى .
هركدام با نظم خاصى ، همانگونه كه چشمان ما مىبيند ، حركت مىكند و نيز براى هدف معيّنى ، چنانكه عقلهاى ما درك مىكنند . خورشيد مسير خود را در طى يك سال و ماه در طى يك ماه به پايان مىرساند . اين دو ، از ميليونها سال پيش چنين بودهاند و تا هروقت خدا بخواهد به همين ترتيب باقى خواهند ماند . نه سال از سالى ديگر اختلاف دارد و نه لحظه از لحظهاى ديگر و اين ، دليل قاطعى است بر وجود آفرينندهء دانا و حكيم .
امّا تصادف به سبب وجود نظم و تكرار باطل است .
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ؛
يعنى كارها را بدون استثنا مىچرخاند . برخى از آن كارها عبارتند از : تسخير خورشيد و ماه ، فرستادن پيامبران و فروفرستادن كتابها و . . .
يُفَصِّلُ الْآياتِ ؛
يعنى دلايل وجود خدا را بيان مىكند و اين ، بدان سبب است كه
لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ
خداى سبحان جهان هستى را آفريد و آن را بر بهترين روش استوار ساخت و خردهاى سالم اين ادارهء جهان و استوارى آن را درك مىكنند و از اين راه به وجود گردانندهء دانا و توان او بر دوباره زنده كردن خلق پى مىبرند ؛ زيرا كسى كه جهان را از نيست ، هست كند و ستارگان و ديگر موجودات در آن را در نهايت استوارى و دقّت سامان دهد ، سزاوارتر است كه بتواند اين موجودات را پس از پراكندگى گرد آورد . . . بنابراين ، وقتى توان دوباره بازگرداندن موجودات به حكم