هدف از اين آيه ، اقامهء دليل بر ضدّ كسانى است كه نبوّت او را انكار مىكنند .
خلاصهء مفهوم آيه آن است كه آنچه را دربارهء يوسف حكايت كرديم ، محمّد صلّى اللّه عليه و إله خود ، آن را با اين تفصيل نه مشاهده كرده ، نه آن را در كتابى خوانده و نه آن را از كسى شنيده است ، بلكه اين داستان از سوى خدا وحى شده و نشاندهندهء راست بودن نبوّت اوست .
وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُونَ .
ضمير « أجمعوا » و « هم » به برادران يوسف برمىگردد و خطاب متوجّه محمّد صلّى اللّه عليه و إله است و تمام مردم مىدانند كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله در هنگامى كه آنان بر انداختن يوسف در نهانگاه چاه اتفاق كردند و همچنين هنگامى كه آنان به پدر خود نيرنگ كردند و گفتند : او را گرگ خورده است حاضر نبود . همچنين مردم مىدانند كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله نه كتابى خوانده و نه در نزد استادى شاگردى كرده است . بنابراين ، براى آگاهى او از اين غيب ، راهى باقى نمىماند جز وحى آسمانى . مانند اين آيه ، اين سخن خداوند است : « اين از خبرهاى غيب است كه آنان را به تو وحى مىكنيم . نه تو آنها را قبلا مىدانستى و نه قومت . پس صبر كن كه پايان كار از آن پرهيزكاران است » . « 1 »
آيا سورهء يوسف يك داستان عشقى است ؟
با نگاه نخست ، تصوّر مىشود كه سورهء يوسف به داستانى مىماند كه قهرمان آن زنى است كه غريزهء زنانگى حيوانى بر او حكومت دارد . وى عاشق جوان زيبايى شده كه مردى را به زيبايى و خوشصورتى او در ميان مردان نديده است . امّا اين جوان از او روى برتافته و به تقواى خدا و بيم از بازپرسى و مجازات او پناه برده است ، همانند داستان سلّامهء آوازخوان با عبد الرّحمن قس . « 2 »
برخى از مردم مىگويند : بهتر بود كه اين سوره در كتاب خداوند ذكر نشود .
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيهء 49 .
( 2 ) . اين داستان را در كتاب العقد الفريد ، ج 7 بخوانيد .