برخى از مؤمنان هم مىگويند : خدا را حكمت پيچيدهاى در اين سوره است كه ما آن را نمىدانيم . اين گروه جانب احتياط را در پيش گرفتهاند ، در حالى كه [ بر خلاف آنها ] گروه ميمونيه از خوارج راه نادرستى را درپيش گرفته و سورهء يوسف در قرآن را به كلّى انكار كردهاند ؛ زيرا در پندار ايشان ، اين سوره داستان عشقى است و بدينسبب ، آنها از محدودهء تمامى مذاهب اسلامى بيرون رفتهاند .
حقيقتى كه ما هنگام تفسير اين سورهء كريمه بدان رسيدهايم اين است كه اگر كسى آن را با دقّت و انديشه بخواند و رازها و هدفهايش را درك كند ، از روى يقين باور خواهد كرد كه اين سوره روشنترين الگوهاى عينى و ملموس را بر اثبات اين موضوع ارائه مىكند كه پاىبندى به ارزشهاى معنوى در بسيارى از اوقات ، بهرغم وجود شرايط فاسد اجتماعى ، موجب پيروزى انسان در زندگى مىشود . امّا اگر كسى اين سوره را با شتاب بخواند ، همان سخن ميمونيه را خواهد گفت كه سورهء يوسف داستان عشقى است و يا سخن برخى از مؤمنان را خواهد گفت كه : « خدا را در اين سوره حكمت پيچيدهاى است كه ما آن را نمىدانيم » . البتّه كه آن را نمىدانند ، مگر با انديشيدن دربارهء سخنان و آيات خدا . اكنون گوشهاى از حقايقى را كه اين سوره آن را دربر دارد و هرجويندهء حق آن را مىپذيرد به صورت زير بيان مىكنيم :
1 . جنگ ميان حقّ و باطل در اين دنيا ، استوار و هميشگى است و صلح و آشتى ميان اين دو وجود ندارد . نتيجهء طبيعى اين جنگ آن است كه هركس راه باطل را برود ، طرفداران حق در برابر او مقاومت خواهند كرد ، لكن با عدالت و راستگويى و نه با دروغگويى ، كلاهبردارى و فريب ؛ زيرا آنان هراسلحهاى را كه حقّ و عدالت نپذيرد ، نمىپذيرند و همچنين هركس كه راه حق در پيش گيرد ، باطلپيشگان با او مىجنگند ، لكن با دروغ بستن ، توطئه كردن و انواع نيرنگ و فريب ؛ زيرا كسى كه بر باطل پاى مىفشارد ، جز لاابالىگرى و نيرنگبازى چيزى در چنته ندارد و به همين دليل است كه حق گرانقيمت است و كسى كه به دنبال آن برود و بدان چنگ در زند ،
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 566
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٦٦