زمانى كه آنان حركت از اين خيمهها به سوى مصر را از سر گرفتند ، يوسف به آنها گفت : وارد مصر شويد . اين پاسخ ، بارى را به ظاهر آيه تحميل مىكند كه بيش از تحمّل آن است . دور نيست كه مراد يوسف عليه السّلام از جملهء « وارد مصر شويد » اين باشد كه در آن با امنيت كامل اقامت گزينيد ، چنانكه در عمل نيز چنين شد ؛ زيرا پادشاه ، زمين حاصلخيزى را به آنان داد و فرزندان يعقوب مدّت زيادى را در آن به سر مىبردند . در مجمع البيان آمده است :
اينكه يوسف به آنان گفت : با احساس امنيت در آنجا بمانيد ، بدين سبب بود كه آنها در گذشته از پادشاهان مصر مىهراسيدند و جز با اجازه ايشان وارد اين سرزمين نمىشدند ؛ يعنى با گذرنامه ، چنانكه در عصر ما رايج است ، به آنجا سفر مىكردند .
وهب مىگويد : خاندان يعقوب كه تعدادشان 73 تن بود ، وارد مصر شدند و به همراه موسى عليه السّلام كه او هم از نژاد يعقوب است ، در حالى از اين كشور بيرون رفتند كه ششصد هزار و پانصد و هفتاد و اندى بودند .
نيز در مجمع البيان آمده است : فاصلهء زمانى ميان يوسف و موسى چهارصد سال بوده است .
وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ ؛
يوسف آن دو را به خاطر احترامشان ، بر تختى كه خود مىنشست و امور كشور را اداره مىكرد نشانيد .
وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً .
ضمير « خرّوا » به پدر و مادر و برادران يوسف برمىگردد .
ضمير « له » به يوسف برمىگردد . مراد از سجده در اينجا ، خم شدن از روى احترام و بزرگداشت است و خم شدن در آنزمان ، درود مردم به شخصيت بزرگ بوده است ، همانگونه كه در برخى از تفاسير آمده است . برخى مىگويند : ضمير « له » به اللّه برمىگردد و سجده كردن به خاطر سپاس از خداوند در برابر اين نعمت بزرگ بوده است . اين نظر با ظاهر سياق آيه منافات دارد و نيز با سخن يوسف در آيهء 4 همخوانى ندارد ، آنجا كه گفت : « ديدم كه سجدهام مىكنند » ؛ يعنى او را نه ديگرى را .